کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Douche،Douce
با سلام به دوستان عزیزم
مدتی بود به علت مشغله کاری مطلب جدیدی در وبلاک نگذاشته بودم اکنون سعی می کنم دوباره همچون گذشته ادامه کلمات جدید مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی را در وبلاک بگذارم امیدوارم مورد استفاده شما قرار گیرد
Douche-En- دوش -duːʃ- duːʃ دُوش=سرنگ، دوش اب، دوش گرفتن، تمیز کردن با دوش
معانی دیگر: فواره (یا آب فشاردار) که برای شستشوی عضوی از بدن (به ویژه آلت تناسلی زن) به کار می رود (به دوش حمام می گویند: shower)،) دوش زنانه، آب شویی (به ویژه فرج)، شستشو، آب دزدک یا تنقیه ای که برای این نوع شستشو به کار می رود
Douche-Turk- دوش Duş - döş دُوش =دوش اب، دوش گرفتن، تمیز کردن با دوش،سینه، پستان، و....
Suwa düşmek-سووا دوشمک= حمام کردن، دوش گرفتن، دوش آب گرفتن، با آب شستشو کردن، و...
Suwa düş- سووا دوش=استحام کن، دوش بگیر، و...
Düş فعل امر düşmek دوشمک= حمام کردن، استجمام کردن، آب تنی کردن، پیاده شدن، فرود آمدن، نازل شدن، از بالا بپایین آمدن، بزیر افتادن، سقوط کردن، افتادن، و....
Ere düşdi.- Yere düştü.- .Yerə düşdüیره دوشدی= به زمین افتاد، در زمین فرود آمد، به زمین سقوط کرد، و....
در فرهنگ ولغات فارسی، دوش=دوشین، دیشب، شب گذشته، شانه، کتف، کول، منکب، حمام، آب پاش، و....
Döş دُوش= قفسه سینه، سینه، پستان، شبیه پستان(مثل دوش آب، مثل سُرنگ که فشار بدهیم مایعات از آن خارج می شود، )، آغوش، و....
ony döşine alip giddy، اُنی دُوشینه آلیب گیددی.=او را در آغوش گرفت و رفت، اورا در سینه گرفت و رفت(مثل حالتی که فردی را در آغوش (روی سینه)بغل کرده وروی دوش انداخته بروند(به دوش گرفتن و رفتن)، و....
Douce-En- duːsدوس- دِوُس= (مهجور) خوشایند، خوش برخورد، مهمان دوست، ارام، متین، مطبوع
Douce-Turk- دُوسDos، دُوست Dost = خوشایند، خوش برخورد، مهمان دوست، ارام، متین، مطبوع، دوست آشنا، حبیب، خلیل، دمساز، دوستدار، رفیق، صحابه، صدوق، صدیق، محب، محبوب، محبوبه، مصاحب، معاشر، معشوق، ولی، همراه، همنشین، یار، و...
ol men bilen Dosاُل من بیلِن دُوس، O mənim dostumdur.=او با من دوست است، او دوست من است
دوست=آشنا، حبیب، خلیل، دمساز، دوستدار، رفیق، صحابه، صدوق، صدیق، محب، محبوب، محبوبه، مصاحب، معاشر، معشوق، ولی، همراه، همنشین، یار