کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Struck،Awestruck،Truck
بررسی کلمات با پیشوند Aw در زبان انگلیسی را ادامه می دهیم به کلمات جدیدی می رسیم آنها را هم بررسی می کنیم
Awestruck-En- اُستراکˈɔːstrʌk- ɑːˌstrək آستراک= وحشت زده، خوف زده
معانی دیگر: وحشت زده، خوف زده، پر از ترس و احترام، بهت زده، هاج و واج، حیران (awestricken هم می گویند)
Awestruck-Turk-اُستراک، آستراک=وحشت و آشفتگی و ترس زیاد، پر از ترس و احترام، وحشت زده، خوف زده، آشفته(حیران، سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران، هاج و واج، و...)
Aw-Awe - Öw- öv- Av اُو = ستایش کن،تحسین کن،احترام بگذار،سرتعظیم فرودآر، فعل امر: öwmek - övmek اُومک = تحسین کردن ،ستایش کردن، و...-اصولاً تحسین وستایش دیگران یا از روی احترام است یا از روی ترس ووحشت است. ما از خدا می ترسیم به خاطر هیبت وبزرگی وآنچه به ما داده واز ترس اینکه خطایی از ما سر نزند که موجب رنجیده خاطری خدا شویم چون خدا را لایق احترام می دانیم بدون اینکه کسی ما را مجبور به ستایش واحترام کند او را می ستاییم ودر پیشگاهش سر تعظیم فرود می آوریم .ولی گاهی این ترس ووحشت وخوف وهراس ازکسانی است که جان یا مال یا ناموس ما را ممکن است به خطر بیاندازند پس ما مجبوریم به آنها احترام بگذاریم .این Awe اُO=ترس، وحشت، او همان ترس وهراس ازهیبت وبزرگی خدا یا شخصی است که لایق احترام است این ترس توأم با احترام است(به معنی Awe رجوع شود)
Awes آس =(S) asپایین، پست، تحت، تحتانی، دامنه، دون ،حقیر، اندک، کم، خرد، خفیف، خوار، ذلیل، زبون، آهسته(Asta آستا= در پایین، کند، یواش، آهسته، درنگ، و...)، یواش، کند، درنگ، توقف، زیر، زیرین، فرود، فرودین، قعر، مادون، نازل، و...
Awes اُس(S)=بالا، اوج، راس، زبر، سر، صدر، علو، فراز، فوق ، رو، روی، مافوق، قامت، قد، هیکل، بلندا، بلندی، عرشه، بلند، رفیع، والا، زیاد، گران، بیش از حد معمول، برین، عالم، علیا، میزان، مقدار، جو، آسمان، و...
Awestruckاُستراکosturuk، اُسورُک Osuruk = باد صداداری که از مخرج انسان خارج می شود، تیز، ضرطه ، گوزیک، گوز دهنده، کنایه از آدم ترسو و بزدل، ترسو، بزدل، بی جگر، بیمناک، ترسنده، جبان، ضعیف دل، جبون، خایف، کم جرئت، کم دل، مستوحش، متوحش، وحشت زده، خوف زده، و...- Osturاُسور،Osturاُستور=فعل امرOsturmak اُستورماک osurmak اُسورماک=گوز دادن، گوزیدن، ترسیدن، وحشت کردن، و...
Struck-En-استراکstrʌk، strək ایستراک= در حال اعتصاب، بصورت صلیب
معانی دیگر: زمان گذشته و اسم مفعول: strike، بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
Struck-Turk-استراک، ایستراک=در حال اعتصاب، چیز رفیع و بلند و والای ایستاده(مثل صلیب)
(به معنی Truck و Awestruckرجوع شود)
Truck-En تراک- trʌk- trək تراک= کامیون، واگن روباز، مبادله، بارکش، معامله خرده ریز، چرخ باربری، معامله کردن
معانی دیگر: (انگلیس) واگن باری، واگن بی سقف، (با کامیون) حمل کردن، باربری کردن، ماشین باری، (در اصل) چرخک (به ویژه چرخک ارابه ی توپ)، (برای حمل چمدان و جعبه و غیره) چرخ دستی، گاری دوچرخه (که توسط شخص کشیده می شود)، بارکش دستی (hand truck هم می گویند)، کامیون رانی کردن، (عامیانه) معامله، داد و ستد، رفت و آمد، سر و کار، دادن محصول به جای مزد، الش و دگش، مبادله ی کار با کالا، رجوع شود به: barter، (نادر) رجوع شود به: peddle، (کالای بازرگانی) خرده ریز، جزئی، خرده پا، کم ارزش، پاپاسی، پشیز، خرت و پرت، سروکار داشتن با، چر باربری
Truck-Turk-تراک، تُریوک=حمل و حرکت دادن بار، کامیون، واگن روباز، مبادله، بارکش، معامله خرده ریز، چرخ باربری، کالای بازرگانی) خرده ریز، جزئی، خرده پا، کم ارزش، پاپاسی، پشیز، خرت و پرت و...
Truck تُراکturak=سرپا ایستاده، ایستاده، مانده، وامانده، پسمانده(مواد بی استفاده یا مواد زاید حاصل از یک فرایند، (کالای بازرگانی) خرده ریز، جزئی، خرده پا، کم ارزش، پاپاسی، پشیز، خرت و پرت،)، ایستا، ماندگار، بی حرکت، راکد، ساکن، مقاوم، متوقف، از جا بلند شده، پابرجا، استوار، قائم، قیام کننده، شورشی، بیدار شونده(شده)، خیزش، تظاهرات، میتینگ، راه پیمایی اعتراض آمیز، راه پیمایی، حرکت اعتراض سیاسی، حرکت جمعی، و...-تُر یا تور Tur (dur)=تور، دور، گردش، چرخش، سیر، حرکت، حمل و نقل، جابجایی، سفر، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاسته، بالا آمده، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش(سرکشی ، معاند ، یاغی ، سرپیچ ، متمرد، اماده شورش)، بلوا، آشفتگی (سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران، بی سامان، بی نظم، حیران، سرگردان، )، آشوب ، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج ومرج، ، هنگامه، سختی، مشقت، گرفتاری ،( وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد و...)- ایستادگی، ماندگاری، مقاومت، ایستا، بیدار، ایستادگی، قیام، شورش، بلند شدگی، بیداری، بلوا، ولوله، آشوب، جوش وخروش، جیغ وداد، دادوبیداد، سروصدا، غریو، غوغا، فریاد، همهمه، هنگامه، هیاهو، فعل امر تُرماک یا تورماک turmak (تورماق یا دور ماک)= برخاستن، ایستادن، به پاخاستن، برپا شدن، بلند شدن، بیدار شدن، بردمیدن، سر زدن، برآمدن، طلوع کردن، شوریدن، شورش کردن، طغیان کردن، عصیان کردن، قیام کردن، متصاعد شدن، پدیدآمدن، آغاز شدن، در گرفتن، پیش آمدن، اتفاق افتادن، (به نفع یا علیه کسی یا چیزی )حرکت کردن و تظاهرات کردن، در جایی ایستادن و اعتراض کردن (اعتصاب) (Struck =در حال اعتصاب)، در مقابل کسی برای احترام و یا تملق بلند شدن و به احترام ایستادن(Truckle =چاپلوسی)، و...- ukudan turak adamاوکیدان توراک آدام= مرد از خواب بیدار شونده(شده)- yerden turak adam یردِن توراک آدام=مرد از زمین بلند شده- öyda turak adamاُویدا توراک آدام=مرد در خانه ایستاده- hemma adamler Onuň öňünde tursin= همه مردم در برابر او بایستند- Işlemeny tur(dur) = بایست و کارنکن
Uck یوکýük، yuk=بار، محموله، بارگیری، هر چیز قابل جابجایی و حمل را گویند، کوله بار، و...- Uckleیوکلَýükle=بارکن، فعل امر Ucklemek یوکلَمک- ýüklemek- yükləmək=بارگیری کردن، بار گذاری کردن برای حمل کردن، گرفتن و گذاشتن بار خواه برای حمل بر روی ستور و یا در داخل کشتی و غیره- yük yükləmək = بار را بار گیری کردن
Truck- تیگرَک tigrak= چرخ، چرخان، قابل چرخیدن، سیر و گردش کننده، و...- tigirleتیگیرلَ=، جولان، حرکت، دور، دوران، سیر، بچرخان، بگردان، =فعل امر تیگیرلَمک= tigirlemek گرداندن، گردش دادن، به گردش درآوردن، پردادن، چرخاندن، حرکت دادن، برگردانیدن، تحریف کردن، تغییردادن، دگرگون ساختن، منحرف کردن و...- tigirتیگیر(tigirçek)=هر چیز چرخان و قابل چرخش، چرخ، حلقه لاستیک، طایر، لاستیک چرخ، تایر(tyre/ tire )- تایر tayar تایار=می چرخد، خواهد چرخید، پیچ می خورد، و...-تایtay فعل امر تایماک taymak =تلو خوردن، چرخیدن، پیچ خوردن، پیچاندن، چرخاندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، خیش زدن، خیش کشیدن، منحرف شدن، معطوف داشتن، چرخ زدن، پشت و رو کردن، تاه زدن، گشتن، گرداندن، معکوس کردن، پیچ خوردن، چرخیدن، تغییر جهت دادن، چرخ خوردن، دگرگون ساختن، رگ به رگ کردن یا شدن، سُر خوردن، و....
Aýaklary tayp, ýere ýykyldy-آیاکلاری تایپ یره یکیلدی=پاهایش پیچ خورد(لیزخورد) و به زمین افتاد- آیاکلاری تاییاردا اُل یره یکیلیارAýaklary tayyarda ol ýere ýykylyar=پاهایش پیچ می خورد و او به زمین می افتد