مطالب گذشته را ادامه داده چند کلمه با پیشوند Av را مورد بررسی قرار می دهیم همانطور که متوجه شدید ساختار کلمات قبلی چگونه با ابن کلمات جدید مرتبط است

Avenge-En - -اِونجəˈvendʒ(اِونچ)، ایونج= تلافی کردن، انتقام کشیدن، خونخواهی کردن، کینه جویی کردن، دادگیری کردن

معانی دیگر: تقاص گرفتن، به سزا رساندن، کین خواهی کردن، توزیدن، کین خواستن، انتقام گرفتن، کینه جویی کردن از، انتقام کشیدن از

Avenge-Turk--اِو اینج، اِواینجی(اِواینجق)= پیشتاز انتقام، تلافی کردن، انتقام کشیدن، خونخواهی کردن، کینه جویی کردن، دادگیری کردن، و...

Av-اِو=مقابل، روبرو، پیشرو، پیش، جلو، مقابله، آینده، پیشتاز، پیشرو، اول، ابتدا،   و...

Avença(k) ony ber اِواینچَک اُنی بر=مابه ازا آنرا بده، از قبل آنرا بده، به تلافی آنرا بده، و..-- اُل همه سیندان اِواینچا گلدی- =ol hemmasinden avença geldiاو قبل از همه آمد- ol avença(k) ony berdy اُل اِواینچاک اُنی بردی=او به تلافی(مابه ازا) آنرا داد، او در مقابل آنرا داد، او ابتدا آنرا داد-

Avenge اِوینچَ avença =قبل از، مقابله به مثل، مابه ازا، تلافی، انتقام، ابتدا، و...

 Aven اِواین avin=مقابل، روبرو، رویارو، مقابله، تلافی، تاوان، مقابله بمثل، و...

Avinda dur اِویندا دور=در مقابلش بایست، مقابله بمثل کن-

Aven آوینawyn=مجازات، سزا، جزا، عقوبت، قصاص، گوشمالی،  تقاص، انتقام، تاوان، تلافی، خون خواهی، دیه، عقاب، کفاره، کیفر، مجازات، معامله به مثل،  درد، بلا، آزار، اذیت، آسیب، کتک، تنبیه، و...-فعل امر آوینماک  awynmak=مجازات شدن، تنبیه شدن، به درد آمدن، و...

gaty awyndirmak گاتی آویندیرماک=زیاد به درد آوردن، زیاد گوشمالی(تنبیه، و...) کردن، زیاد مجازات کردن، زیاد به سزا رساندن

gaty awynmak گاتی آوینماک= زیاد درد کشیدن، زیاد مجازات شدن، زیاد تاوان دادن

- sen ony awyndran bolsaň beýle etmezdi سِن اُنی آویندیران بُلسانک بیله ایتمزدی=اگر او را مجازات کرده بودی این کار را نمی کرد

Awy-Ave آوی=الم، بیماری، تالم، داء، رنج، سوز، سوزش، عارضه، کسالت، مرض، ناخوشی، وجع ، رنج،  و..-فعل امر آویماکawymak=درد کردن، سوزش کردن، و...

Avenger-En- اِونجاəˈvendʒə- əˈvendʒər اِوانجَر= انتقام جو، کین خواه، خون خواه، داد گیر

معانی دیگر: کین خواه، خونخواه، دادگیر، انتقام جو

Avenger-Turk-اِوانجَر=شخص انتقام گیر، انتقام جو، کین خواه، خون خواه، داد گیر، و...

Avenge= تلافی کردن، انتقام کشیدن، خونخواهی کردن، کینه جویی کردن، دادگیری کردن(به معنی Avengeرجوع کنید)

Er-arاَر=چیز، فرد، فاعل، کننده، مرد، حوانمرد، شوهر، و....

Avian-En- اِویِنeɪviən= مرغی، وابسته به مرغان

معانی دیگر: وابسته به پرندگان، پرنده، ماکی

Avian-Turk-اِیواییِن، eɪviən اِویان=با نوک خورنده یا تغذیه کننده(پرنده)، وابسته به پرواز کننده، وابسته به پرندگان، پرنده، ماکی، و...

Av- اِو aw، ew=جلو، پیش، پرواز(پرنده)، پرش، نوک(منقار)، و...(به کلمۀ Aviation رجوع شود)

Ian اییِنIýin=خورنده، میل کننده، و...-ایIý فعل امر ایمک Iýmek=خوردن، اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، و...

Ian-یان، ین، yan=1- نزدیک، کنار، نزدیکی، وابستگی، تازگی، نورس،پهلو، جنب، حوالی، کنار، هم جوار، حدود، قریب، قریب الوقوع، مقارن، الان، حال، تازه، نو، جوان، نورسیده، پیش، نزد، خویش، خویشاوند، قوم، مقرب، محرم، مشرف، مقارن، و... - yanina yanamak یانینا یاناماک=به کنارش نزدیک شدن، به پیشش نزدیک شدن-yanaşik یاناشیک=نزدیک شده، همسایه، همجوار، آشنا-yanky gelen zady berیانکی گِلِن زادی بر=چیز تازه رسیده را بده-(Young)- به صورت پسوند نشانۀ وابستگی و نزدیک شدن به آن عمل و یا کلمه-  گلیان gelyan =درحال آمدن، دارم میام، درحال آمدن هستم، باریانbaryan=رونده، در حال رفتن، درحال رفتن هستم- آغلایان = aglayanگریه کننده، درحال گریه کردن، دارم گریه می کنم-2-یانyan:  سوزش، آتش، سوخت، بسوز فعل امر یانماکyanmak =سوختن، آتش گرفتن، و...

Aviary-En- ایوی اِریeɪviəri- eɪviˌeri ایوی یری= لانه مرغ، مرغدانی، محل پرندگان

معانی دیگر: قفس بزرگ یا ساختمان برای نگهداری پرنده، تالار پرندگان، پرنده گاه، پرنده خانه، کبوترخانه

Aviary-Turk-اِوی یری=آشیانه پرنده، لانه مرغ، مرغدانی، محل پرندگان

Av- اِو aw، ew=جلو، پیش، یالا، بلندا، پرواز(پرنده)، پرش، نوک(منقار)، بالاترین نقطه آسمان، اوج، و...(به کلمۀ Aviation رجوع شود)

Av اِوEv =خانه، سرا، منزل، مسکن، دار، بیت، آپارتمان، کاشانه، اتاق، وثاق، حجره، چاردیواری، سرپناه، اقامتگاه، ساختمان مسکونی، ماوا، کلبه، سراچه، آلونک، کوخ، دولت سرا، قصر، کاخ، لانه، آشیانه، و..

Iary یری، yery، یر، yer=جا، زمین، مکان ، جایگاه، ماوا، ماوی، محل، مقام، مقر، مکان، فضا، موضع، بستر، رختخواب، اطاق، خانه، مسکن، منزل، ۀانه، آشیانه، و..

توضیح در مورد کلمۀ اوج فارسی : با uj اوج ترکی مرتبط است-  Dagyň uj، Dağın ucu، Dağın ucu، داغینگ اوجی-  Dagyň ujy = نوک کوه، قلۀ کوه، بالای کوه- asmanň ujyآسماننگ اوجی، səmanın ucu=اوج آسمان

eɪviˈɒnɪk-Avionic-En ایویونیک-eviˈɑːnɪk اِویانیِک= مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما

Avionic-Turk-ایویونیک، اِو یانیک=مربوط به دستگاههای راه اندازی و روشن کردن هواپیما، مربوط به ماشینها و لوازم خودکار هواپیما، مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما

Av-اِو= جلوتر، اول، ابتدا،  فراتر، بلندتر، بالاتر،بلندا، اوج، رفعت، صعود، عروج، به بالا برشدن و به آسمان برشدن، هوا نوردی، هوا بری، پرواز، فراز، قله، منتها، نوک،

Ionic-یونیک yonek (yone )= رایگان، مجانی، مستقل، مجاز، روا، اختیاری، عاری، ازاد، حق انتخاب، رها، مختار، مبرا، غیر مقید، سرخود، بنفس خود، خودبه خود، خود اختیار، همین جوری، به سادگی، سهولت، آسانی، بی نقشی، خودکار، غیر ارادی، مربوط به ماشینهای خودکار،  و...

pul bermedim yoneje aldim =پول برمَنی یونه جه آلدیم=پول نداده رایگان گرفتم- yone geldimیونه گِلدیم=خود به خود آمدم، سرخود آمدم- ol zady yone berdy اُل زادی یونه بردی=آن چیز را همین جوری(رایگان، خود بخود، و...) داد-اُل زادی یونِکی بریان=آن را همیجوری(رایگان، اختیاری، به اختیار خود، و...) می دهم-  o zad yoneky baryar اُ زاد یونِکی باریار=آن چیز خود بخود(خودکار، همینجوری، سرخود، و...) می رود

Ionicیانیک=آتش گرفته، روشن شده، راه اندازی شده،  آتشی، سوزان، سوخته، آتش کننده، روشن کننده، راه انداز، روشن، مشعشع، منور، نورانی، نوردار، آشکار، بارز، بدیهی، صریح، عیان، قطعی، مبرهن، محقق، مشخص، مشهود، معلوم، معین، واضح، کوک، گویا، براق، تابان، جلی، رخشان، متجلی، زلال، شفاف و...- Maşyny yannikماشینی یانیک=ماشینش روشن است، ماشینش راه اندازی شده، ماشینش آتش گرفته-ماشینی یاندیر Maşyny yandir=ماشین را روشن کن، ماشین را راه بینداز، ماشین را آتش بزن- içy yanikایچی یانیک=دل سوخته، درونش آتش گرفته-

Avionics -En- ایویونیکسeɪviˈɒnɪks- eviˈɑːnɪksایویانیکس=(بخشی از الکترونیک که با ساختن و به کار بردن دستگاه های الکترونیکی در هواپیما و فضاناو و غیره سروکار دارد) الکترونیک هوابرد، فن استفاده از دستگاههای الکتریکی و خودکار درهوانوردی و نجوم

Avionics -Turk-اِویونیکس، اِویانیکس=مجموعه ای یا بخش هایی از از دستگاههای راه انداز و خودکار هواپیما، الکترونیک هوابرد، فن استفاده از دستگاههای الکتریکی و خودکار درهوانوردی و نجوم، و...

Avionic-مربوط به دستگاه های روشن کننده یا راه انداز هواپیما، مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما(به معنی  Avionic رجوع شود)

S پسوند جمع ، ومجموعه، معادل (ها) در فارسی – ودر ترکی هم با s جمع بسته می شود مثل : بارارbarar=خواهد رفت، خواهد آمد-بارارسbarars=خواهیم رفت، خواهیم آمد-gider گیدر =خواهد رفت-giders گیدرس=خواهیم رفت