چند کلمۀ دیگر از زبان انگلیسی با پیشوند av انتخاب کردم اکنون به بررسی ارتباط آنها با فارسی و ترکی می پردازیم

Aviate-En- ایوی ایتeɪvɪeɪt- eɪviːˌeɪt اِیوی اِت=پرواز کردن، هواپیمایی کردن

Aviate-Turk اِوی اِت(آت، ایت)=پرواز کردن، هوانوردی کردن، هواپیمایی کردن، و...

Av- اِو aw، ew=جلو، پیش ،  روبرو، رویاروی، روی، رو، بر، مقابل، قبال، قدام، پیش، نزد، لگام، عنان، قبل، سابق، پیشتر، جلوتر، اول، ابتدا،  فراتر، بلندتر، بالاتر،بلندا(اوج، رفعت، صعود، عروج، به بالا برشدن و به آسمان برشدن، هوا نوردی، هوا بری، پرواز، فراز، قله، منتها، نوک، ) باارزش تر، مترقی، پیشرفت، ترقی و...- ewalmakاِوآلماک=پیشی گرفتن، پیش افتادن، -ewbolmak=اول شدن، نفر اول شدن، مایۀ افتخار بودن و...- ewatmakاِوآتماک=بالا انداختن، به بالا پراندن، بهوا پرتاب کردن، بسوی بالا رها کردن، بالا افکندن، بالا پرتاب کردن، -ol hemmelerden ew اُل همه لردن اِو=او(آن) از همه جلوتر (بهتر، بالاتر، با ارزش تر، پیشرفته تر، بزرگتر، و...)- ol  ewey açikاُل اِوی آچیک=جلوی او(آن) باز(وسیع، گسترده) است- ony  ewa atmak اُنی اِوا آتماک=آنرا به بالا پرتاب کردن، آنرا به هوا پرتاب کردن-awaldan geldy، avaldan gəldi، awal dan geldi=از اول آمد، ابتدا آمد-

Awal، aval، awol=اول، ابتدایی، اصلی، بدوی، اولین، اغازی، واقع در اغاز، اصلی، باستانی، بهترین، برجسته، عمده، درجه یک، اولیه، نخستین، نخست، و...

ابتدایی، اصلی، بدوی، اولین، اول، نخستین، اغازی، واقع در اغاز

Avi اِویewy -awy =جلویش، مقابلش، بالایش، به بالا، به جلو، پیشِ رو، پیش روی، پیشرانی، بالاروی، هوا نوردی، و...(awa,ewa,away)، و...- get away (git)=برو به جلو، دور شو

Ad- ate آد یا آتat=پرتاب، پران، اوج پرواز،  فوران، فواره،  افکنش، پیش یا بالا یا پایین افکنی، انداخت، یورش، جهش، جهش شبیه پرواز، پرش، جهیدن، خیز، پرواز، طیران، و...فعل امر آدماک admak ، آتماک atmak= پرتاب کردن، پرواز دادن، پراندن، شلیک کردن، پرت کردن، انداختن، به هوا فرستادن، دور انداختن، خوردن، و...- ok atmakاُک آتماک=تیر انداختن، تیر پراندن، تیراندازی کردن، - Asmana atmakآسمانا آتماک =پرتاب به آسمان، به آسمان پرواز دادن

Ate اِت- et اِدed=فعل امر اِدمکedmek-اِتمکetmek=کردن، اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، ادا کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن، و...-

Ate اِتَ، ایتَ-itə=هل، فشار، تنه، پرتاب، افکنش، پرش، جهش، جهیدن، خیز، پرواز، طیران، و...-ایتِلَ itələفعل امر itələməkاِتِلِمک، ایتِلِمک،ایتیکلَ itekläفعل امر ایتیکلِمک iteklämek =هل دادن، فشار دادن، چیزی را زور دادن، با زور جلو بردن، یورش بردن، پرتاب کردن، با زور پیش بردن، پرتاب شدن، راندن، فرو کردن، پراندن، پرواز دادن، و...

Öňe iteklämek، ewe iteklämek، İrəli itələmək=به جلو هل دادن، به جلو پراندن، به جلو راندن، به بالا پراندن، و...

Aviator-En- ایوی اِیتاeɪvieɪtə- ˈeɪviˌetərایوی ایتِر، ایوی ایدِر= هوانورد

معانی دیگر: خلبان، پروازگر

Aviator-Turk- ایوی اِت اَر،اِو آتار=هوانوردی کننده، شخص هوا نورد، هوانورد، خلبان، پروازگر، و....

Aviate=هوانوردی، پرواز کردن، و...-(به معنی Aviate رجوع شود)

Aviator اِوآتار اِو ایتر=به جلو راننده، به جلو پرتاب کننده،

Or-ər اَر=چیز، شخص، کننده، فاعل، مرد، شوهر، جوانمرد، و...

Aviation-En-ایوی ایشینeɪviˈeɪʃn̩- eviˈeɪʃn̩ ایوی ایشِن= هوانوردی، هواپیمایی

معانی دیگر: دانش و هنر خلبانی، خلبانی، (ساختن و به کاربری وسایل ترابری سنگین تر از هوا مانند هواپیما و هواناو و سفینه و غیره) هوانوردی، هوابردی

Aviation-Turk-اِو ایشِن، اِواوشان(اِو اوچیان(اوشیان)=جلو پراندن، پیش پرواز، خلبان پرواز، پیش خلبانی(دانش و هنر خلبانی)، تشکیلات و سازمان هوانوردی، مجموعۀ هواپیمایی، هوانوردی، هواپیمایی، و...

Av- اِو aw، ew=جلو، پیش ،  روبرو، رویاروی، روی، رو، بر، مقابل، قبال، قدام، پیش، نزد، لگام، عنان، قبل، سابق، پیشتر، جلوتر، دورتر، اول، ابتدا،  فراتر، بلندتر، بالاتر،بلندا(اوج، رفعت، صعود، عروج، به بالا برشدن و به آسمان برشدن، هوا نوردی، هوا بری، پرواز، پرش، فراز، قله، منتها، نوک، ) باارزش تر، مترقی، پیشرفت، ترقی و...- ewalmakاِوآلماک=پیشی گرفتن، پیش افتادن، -ewbolmak=اول شدن، نفر اول شدن، مایۀ افتخار بودن و...-

Avi اِوی ewy,awy =جلویش، مقابلش، بالایش، به بالا، به جلو، پیش روی، پیشرانی، و...(awa,ewa,away)، و...-( get away (git)=برو به جلو، دور شو-= road awayجادۀ دور و دراز)-

Ad آد با آتat=پرتاب، پران، اوج پرواز،  فوران، فواره،  افکنش، پیش یا بالا یا پایین افکنی، انداخت، یورش، جهش، جهش شبیه پرواز، پرش، جهیدن، خیز، پرواز، طیران، و...فعل امر آدماک admak ، آتماک atmak= پرتاب کردن، پرواز دادن، پراندن، شلیک کردن، پرت کردن، انداختن، به هوا فرستادن، دور انداختن، خوردن، و...- ok atmakاُک آتماک=تیر انداختن، تیر پراندن، تیراندازی کردن، - Asmana atmakآسمانا آتماک =پرتاب به آسمان، به آسمان پرواز دادن

Ation ایشِن=کارشده، به عمل آمده، و...- ایشş i=کار، انجام، اجرا، پیشه، شغل، هنر، دانش، استعداد، فن، مهارت، و...

Ation-atişan آتیشان=پرتاب کرده شده، پرواز داده شده، شلیک کننده

Asmana atişanآسمانا آتیشان=به آسمان پرتاب شده، به آسمان شلیک کننده، به آسمان انداخته شده، و...

Ation اوشان-Uşan-Uçanاوچان=پرواز کرده، اوج گرفته، پرواز کننده، خلبان، هواپیما، و..-Uçyan، Uşyan اوچیان، اوشیان=پرواز کننده، اوج گیرنده، هواپیما، پرنده Uçuş- - Ұшу- Uşw- Uçuuاوشو، اوچو، اوچوش=پرواز

اوچ، اوشUjاوج=پرواز، جهش، پرتاب به بالا،  اوج، رفعت، صعود، عروج، به بالا برشدن و به آسمان برشدن، فراز، قله، منتها، نوک(Ujy، Ujاوج= نوک، قله)،و...-فعل امر اوچماک Uçmak، Uçmaqاوچماق=پرواز کردن، پریدن، و...-گوش (قوش) اوچدی Guş uçdy=پرنده پرواز کرد- uçyan uçdy اوچیان اوچدی=هواپیما پرواز کرد، پرواز کننده پرواز کرد،

Ation آشانaşan=به اوج رسیده، برفراز، در اوج، در قله، در آسمان، به مقصد رسیده، در حد نهایت، منتها درجه، بلندا، و...

Ation اُیشِن uyşan=مجموعه، سازماندهی شده، تشکیلات،  موسسه، اداره، نهاد تنظیمات، سازمان، دفترودستک، اسباب، اثاثیه(ساختن و به کاربری وسایل ترابری سنگین تر از هوا مانند هواپیما و هواناو و سفینه و غیره)