کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Dorm,Dormant
Dormant-En-دومنت ˈdɔːmənt- دورمنت ˈdɔːrmənt= ساکت، خوابیده
معانی دیگر: خسبیده، در خواب، تعطیل، ناکنش ور، غیرفعال، (به ویژه در مورد آتش فشان و گیاه و بیماری) خفته، خاموش، در کمون، نهفته، (نشان های نجابت خانوادگی) غنوده، (مجازی) پنهان، (جانورشناسی) زمستان خواب، در حال خواب زمستانی، آرمیده، درحال کمون
Dormant-Turk-دورمنت، دومنت=ساکت شده، خوابیده، متوقف شده، خاموش شده، و...
Dur(du) دو، دور=ساکت، ارام، ساکن، مانا، راکد، ایستا، خواب، مانا، خاموش، بی حرکت، غیر فعال، ایستاده، توقف، متوقف، تعطیل، و... دور Durفعل امر دورماک Durmak=بی حرکت ایستادن، ساکن شدن، متوقف شدن، خوابیدن، و...
Ussahana işlemeny dur.اُستاهانه ایشلِمَنی دور.=کارگاه کارنمی کند تعطیل است (خوابیده است، غیر فعال است)
Araba durdu.-Araba durdy. آرابا دوردی.=اتومبیل متوقف شد.اتومبیل خاموش شد
Ol uklap dur اُل اوکلاپ دور.= اوخوابیده است، او خواب مانده است
Ol işlemani dur.اُل ایشلَمِنی دور=او(آن)کار نمی کند(غیر فعال است، خاموش است)
Durman دورمن، دورمان=تعطیل، متوقف، غیر فعال، خوابیده، و...
işlemeny durmant ایشلِمَنی دورمنت(دورمانت)=کار را متوقف کنید(تعطیل کنید)
Ol şu öýde durman(t,et,ed) اُل شو اُویدا دورمان=او در این خانه ساکن است(توقف کرده، خوابیده، مانده)، او در این خانه مترصد ماندن است، او در این خانه قصد و نیت ماندن دارد
Arabani duraman et.آرابانی دورامان اِت=اتومبیل را متوقف کن(بخوابان، خاموش کن)
اِت Et(t)فعل امر اِتمک Etmek=کردن، شدن، کرده شدن، انجام گرفتن، و....
ˈdɔːm-Dorm-Enدوم-ˈdɔːrmدورم=خوابگاه
معانی دیگر: (امریکا - عامیانه) خوابگاه مخفف: dormitory)، dormitory : خوابگاه
Dorm-Turk-دوم، دوریم=خوابگاه
Dur(du) دو، دور=ساکت، ارام، ساکن، مانا، راکد، ایستا، خواب، مانا، خاموش، بی حرکت، غیر فعال، ایستاده، توقف، متوقف، تعطیل، و... دور Durفعل امر دورماک Durmak=بی حرکت ایستادن، ساکن شدن، متوقف شدن، خوابیدن، و...
Men şu öýde durm(dum,durum) من شو اُویده دورم(دوم، دوروم)=من در این خانه ساکن هستم(زندگی می کنم، می خوابم، می مانم)
bu yerde durm(dum) بو یرده دورم(دوم)=در این جا سکونت می کنم(زندگی می کنم، می خوابم، ساکنم)