کلمات مرتبط فارسی،انگلیسی با ترکی:Masquerade،Masque
در تکمیل بررسی کلمات هم معنای گذشته به بررسی کلمۀ Masquerade می پردازیم
ˌmɑːskəˈreɪd- Masquerade-En-ماسگریت- ˌmæskəˈreɪdمَسگریت= بالماسکه، لباس مبدل، تغییر قیافه، رقص با نقاب های مضحک و ناشناس، قیافه ظاهری بخود دادن، به لباس مبدل در امدن
معانی دیگر: جامه ی مبدل، ظاهر قلابی، تظاهر، وانمودسازی، فریبکاری، ریا کاری کردن، تظاهر کردن، مهمانی که در آن رخپوش زنند، لباس و رخپوش برای این مهمانی، سالوس، دورویی، در بالماسکه شرکت کردن، در مهمانی رخپوش داران شرکت کردن
Masquerade-Turk-ماسگریت، ماسگارا اِد=مسخرگی کردن، بالماسکه، لباس مبدل، تغییر قیافه، رقص با نقاب های مضحک و ناشناس، قیافه ظاهری بخود دادن، به لباس مبدل در امدن
Mas ماس=بسیار، زیاد، فراوان، انبوه، گروه، جمع( mass)و...- ماس مألوم=بسیار آشکار، زیاد معلوم- ماسقارا-ماسگارا- ماسخارا= بسیار سیاه، بسیار زننده و زشت، بسیار قبیح،
جمع سیاه، (سیاهی لشکر): گروهی از مردم که برای نمایاندن کثرت و انبوهی لشکر جمع شوند و به کار جنگ نیایند.
اشخاص مضحک و خنده دار، کمیک، مسخره، مسخره آمیز- Masqara-ماسقارا=سیاهی زیاد، مسخره، شرم آور، رسوایی، مبتذل، ابتذال، بی بند و باری، لودگی، بی حیایی، ریشخند، شوخی، مزاح، مسخرگی و..
Masq-mask- ماسک=ماسک، پوشش صورت (به معنی mask رجوع شود)
Qara – - Garaقارا- گارا=سیاهی، سیاه، تیرگی، تاری، تاریکی، زننده، زشت، و...
همه جامه کرده کبود و سیاه --- همه خاک بر سر بجای کلاه(فردوسی)
ز بس زنگی کشته بر خاک راه --- زمین گشته بر آسمان روسیاه(نظامی)
Masquera-ماسگره-ماسگارا(ماسخارا)=مسخره، استهزا، تمسخر، ریش خند، زمترا، سخریه، فسوس، لودگی، مزاح، خنده دار، شوخی، طنز، هجا، هجو، هزل، دلقک، شوخ، لوده، مقلد، مضحکه، ملعب- کسی که موردریشخندواقع شود، کسی که کارهای خنده داربکند ، مسخرگی: مسخره بودن، شوخی، استهزائ، دلقک بازی
۱ )- صفت ) کسی که او را مورد استهزا قرار دهنده . ۲ - کسی که بسیار شوخی و هزل گوید و حرکات خنده دار کند مقلد، دلقک، و...
چه زنی طعنه که با هیزان هیزند همه--- که توئی هیز و توئی مسخره و شنگ و مشنگ(حصیری)
گوش و دل خلق همه زین سبب--- زی غزل و مسخره و طیبت است(ناصر خسرو)
بالماسکه=ماسکداران با مزه، -بال Bal=عسل، انگبین، مایع خوراکیِ غلیظ و چسبناکی که زنبور عسل تولید می کند، (به مجاز) (در گفتگو) بسیار شیرین و خوش مزه و همینطور بسیار دوست داشتنی و مطلوب - مایعی خوراکی که زنبور عسل می سازد، بسیار شیرین و دوست داشتنی و با مزه، و...
بالماسکه( بُلماسکه)=انبوه ماسکدار ها- جمع زیاد ماسکداران- بُل Bol= زیاد، فراوان، انبوه، و...- Bol zat بُل زات=چیز زیاد
Ma=ما ، مان ، برای ما ، مال ما ، مال خودمان ، متعلق بما ، موجود درما ، متکی یا مربوط بما
basiq(k) باسق یا باسک=جای تنگ و تحت فشار مثل زندان، پوشیده، در بسته، سر پوشیده، تحت فشار، دارای روبند، دارای نقاب، و...-با ba=است، هست، و...+ siqسیق= فشار، تنگنا، تنگی، و...-فعل امر سیقماقsiqmaq-- sıkmak sıxmaq =فشار دادن، چلاندن، فشردن، در تنگنا قرار دادن، و...- suyunu sıkmak(siqmaq )-سوینی سیکماک(سیقماق)= آب چلاندن، آب چیزی را با فشار دادن گرفتن، عرق کسی را در آوردن(تحت فشار زیاد قرار دادن)- sikmek - sikmakسیکمک=تجاوزکردن (کردن)، فحش، ناسزا، پرخاشگری، تحت فشار قرار دادن، و...
Bastirmaq- bastirmak-باستیر ماق=پوشاندن، سرکوب کردن، لا پوشانی کردن، تحت فشار قرار دادن، و...
Ade اِد=فعل امر اِدمک=کردن، انجام دادن، به عمل آوردن، ادا کردن و...
mɑːsk- Masque-En ماسک-mæsk= بالماسکه، نمایش توام با موسیقی ورقص
معانی دیگر: مهمانی که در آن رخپوش می زنند، قرون 61 و ‡1 نمایش توام با موسیقی ورقص
Masque-Turk- ماسک= بالماسکه، نمایش توام با موسیقی ورقص
به معنی mask و Masquerade رجوع شود