کلمات مرتبط فارسی انگلیسی با ترکی: Tournament،Tourney
باسلام و خسته نباشید خدمت دوستان گرامی بعضی از دوستان با فرستادن ایمیل مرا مورد لطف قرار داده بندۀ حقیر را تشویق به ادامۀ کار کردند مایۀ دلگرمی من شد هر چند به علت وضعیتی که همگی دچار آن هستیم و مشغلۀ کاری ودیگر مشکلات باز سعی می کنم اگر توانم اجازه دهد کلمات بیشتری را مورد بررسی قرار دهم به شما اطمینان می دهم بیش از چند برابر این چند صد صفحه مطالبی که تا کنون در وبلاک قراردادم کلمات مرتبط وجود دارد که امید وارم با بررسی کامل هر کدام از آنها و قرار دادن آن کلمات در وبلاک با شناخت ساختار کلمات فارسی ، انگلیسی، وترکی به ارتباط آنها با یکدیگر پی ببریم، اکنون به ادامۀ مطالب گذشته می پردازیم
tɔːnəmənt- Tournament-En- تونمنت- ˈtʊrnəmənt تورنمنت= مسابقه، مسابقات قهرمانی، تشکیل مسابقات
معانی دیگر: (یک دوره مسابقات که چند تیم یا حریف در آن شرکت دارند) تورنمنت، دوره ی مسابقات، ناوردگان، (قرون وسطی) مسابقه ی سواران نیزه دار (برنده کسی بود که حریف خود را از اسب می انداخت)، یک دوره از این نوع مسابقات
Tournament-Turk- تونمنت، تورنمنت= مسابقه، مسابقات قهرمانی، تشکیل مسابقات
Tour- تو، تور=تاو، تاب، دور، دوره، گردش، میدان گرد، دوران، سیر، سیاحت، چرخش، گشت، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش، حرکت جمعی، استقامت، پایداری، ایستادگی و...(به معنی ,Tour و مطالب قبلی رجوع شود)
Tourna تورنا- turna =برنده، بلند و به اوج رسیده، چرخ زده(چرخش)، گردش کرده(مثل مسابقات سوار کاری وغیره که در دور میدان یا داخل میدان انجام می گیرد)، بلند شده، هیجان زده، مهیج و هیجان آور، قیام و حرکت جمعی کرده(شده)، ، ایستاده، مقاوم، ایستا، پایدار، جوش و خروش عمومی، هیجان عومی (مثل مسابقات یا مسابقه که دیگران و مسابقه دهنده را به جوش و خروش و هیجان وا می دارد و پایداری و استقامت فردی و گروهی را به نمابش می گذارد)-
Ment منت یا مند یا مان ، من=پسوند به نشانۀ دارا بودن ویا خواهان و یا کسب کنندۀ، خاصیت و یا خصوصیت پیشوند است- Ederment اِدِرمنت(اِدِرمن- Edermenاِد یا اِت=انجام، عمل، فعل امر اِدمک Edmek=انجام دادن، کردن، ادا کردن، به عمل آوردن،و...) =کننده، انجام دهنده، فرد کاری، کارمند- sawaşmant ساواشمانت(ساواشمان)= جنگ کننده، جنگجو (sawaş ساواش=جنگ، فعل امر ساواشماق sawaşmaq =جنگیدن)، و...- آرزومند= دارای آرزو، هنرمند، نیرومند، سالمند، و...
ˈtɜːni-Tourney-En- تونی، ˈtɜːrni تورنی= مسابقه، مسابقه دادن
معانی دیگر: در یک دوره ی مسابقه (ناوردگان) شرکت کردن
Tourney-Turk-تورن ای=به بک دوره مسابقه برخورد کردن، مسابقه دادن، مسابقه، و...
Tour- تو، تور=تاو، تاب، دور، دوره، گردش، میدان گرد، دوران، سیر، سیاحت، چرخش، گشت، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش، حرکت جمعی، استقامت، پایداری، ایستادگی و...(به معنی ,Tour و مطالب قبلی رجوع شود)
Tourn یا Tourna تورنا- turna =برنده، بلند و به اوج رسیده، چرخ زده(چرخش)، گردش کرده(مثل مسابقات سوار کاری وغیره که در دور میدان یا داخل میدان انجام می گیرد)، بلند شده، هیجان زده، مهیج و هیجان آور، قیام و حرکت جمعی کرده(شده)، ، ایستاده، مقاوم، ایستا، پایدار، جوش و خروش عمومی، هیجان عومی (مثل مسابقات یا مسابقه که دیگران و مسابقه دهنده را به جوش و خروش و هیجان وا می دارد و پایداری و استقامت فردی و گروهی را به نمابش می گذارد)-
Ey ای=خورد، برخورد، اکل، سایش، مصادف، تصادف، فعل امر ایمکeymek- yemək=خوردن، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن، زدن ، خوردن ، خوردن به ، اصابت کردن، به هدف زدن، برخورد کردن، ضرب زدن ، ضربت زدن ، ضربه زدن، به هدف خوردن، برخوردار کردن، خوراندن (eydirmekایدیرمک)، و...