کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Aperture، Aperient، Aery
در ادامه چند کلمه انگلیسی با پیشوند Ap را انتخاب کردم اکنون ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Aperient-En-əˈpɪərɪənt آپرینت= ملین، مسهل، داروی ملین
معانی دیگر: طب ملین
Aperient-Turk-آپاریانِت، اَپِری اِنت=زلال و روان کن، شکم روان کن، مسهل، ملین، و...
Ap آپ=پیشوند مبالغه(نشانۀ زیادت، فراوانی)شفاف، براق، روشن، زلال، روان، ،صاف، صافی، روشن، تابان، درخشان، واضع، و...(مثل آب)-آپ آیان ap aýan =بسیار عیان، واضع و آشکار-آپ آچیک Ap açik =واضع و روشن، معلوم، بسیارباز و آشکار-
Erien اِرینereyen=آب شده، تبدیل به مایع شده، بخار شده، بیرون رفته، بیرون روی(اسهال، شکم روی، شکم روش، آسان روی)ریخته ، ذوب شده ، گداخته، مایع، مذاب، داغ، بخار، و...- ereاِری=فعل امر اِریمک eremek=ذوب شدن، آب شدن، و...-اِریت ərit فعل امر əritmək اِریتمک=ذوب کردن، آب کردن، و... əriyən buz-- ereyen buzاِرین بوز=یخ آب شده- ereyen yaq- əriyən yağ اِرین یاغ=روغن(چربی)ذوب شده، آب شده- yaq ereyip tamamlandy=روغن ذوب و گداخته شده تمام شد، روغن سوخته و بخار شده(به هوا رفته)-
Aery-En- ˈeəri اِری= هوایی
معانی دیگر: (شعر قدیم) هوا مانند، غیر جامد، تخیلی، رجوع شود به
Aery-Turk-اِری= غیر واقعی(تخیلی)، و...
Aery اِری= غیر جامد، ذوب، بخار(هوا)، مایع،و...- ereاِری=فعل امر اِریمک eremek=ذوب شدن، آب شدن، بخار شدن، و...-اِریت ərit فعل امر əritmək اِریتمک=ذوب کردن، آب کردن، و...-
Aery -(به توضیحات Air=هوا، و... رجوع شود)
Aery آیری Aýry =بیگانه، غیر خودی، غیر واقعی، تخیلی، متفاوت، و...
ol gelmedy Ayry bir adam geldi آسل گلمدی آیری بیر آدام گلدی=اونیامد(شخص اصلی) شخص دیگری(غیر واقعی و اصلی (تخیلی)، غی شخص اصلی )آمد
Aper- Apar آپار=فعل امر Aparmakآپارماک=با خود بردن، بلند کردن و بردن، بردن، جا به جا کردن، از محل اصلی جدا کردن و بردن، حمل کردن، منتقل کردن، حرکت دادن ، روانه کردن، جدا کردن و بردن و...- ony suw apardy اُنی سو آپاردی= اورا(آن را) آب برد-(به معنی Apart رجوع شود )
Aperient آپاریان aparyan =جاری، روان، حامل، جاری کننده، با خود برنده، روان کننده، ، جابجاکننده، و... aparyan suw آپاریان سو=آب جاری، آب روان
en – In اینَ=بدن، اندام، اعضای داخلی بدن(دل و روده)، شکم، اندرونی، داخلی، باطنی، نهفته، عرض(اندازۀ عرضی)، و... این In فعل امر اینمک inmek= پایین آمدن، فرود آمدن، پیاده شدن، آوار شدن، ساقط شدن، سقوط کردن، ، وارد شدن، به درون و روح کسی وارد شدن(الهام شدن)، داخل شدن، و...( enter)
-ienایینIýin=خورده، میل کرده، از گلو فروبرده شده، و...- nahar Iýin adam bar me? ناهار ایین آدام بارمی؟= آیا غذا خورده کسی هست ؟
T اِت et اِدed=کن فعل امر اِدمکedmek-اِتمکetmek=کردن، اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، ادا کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن، و...-
Aperture-En-ˈæpət͡ʃə آپاچا- æpərt͡ʃərآپاچار= روزنه، دهانه، گشادگی، سوراخ، دهانه یا سوراخ
معانی دیگر: گشودگی، (در دوربین عکاسی و تلسکوپ و غیره) منفذ (که نور از آن عبور می کند)، قطر این منفذ، دریچه، دیافراگم، دهانه یا سورا
Aperture-Turk-آپ آچا-آپ آچار=دریچۀ نور و روشنایی، روزنه، دهانه، گشادگی، سوراخ، دهانه یا سوراخ، و...
Ap-آپ=وضوح، آشکارایی، ایضاح، روشنی، صراحت، بی پرده گویی، رک گویی، صریح گویی، خلوص، روشن بینی، شفافی، هویدایی، آشکارشدن، پیدایی، مشعشع، منور، نورانی، نوردار، آشکار، بارز، بدیهی، صریح، عیان، قطعی، مبرهن، محقق، مشخص، مشهود، معلوم، معین، واضح، کوک، گویا، براق، تابان، جلی، رخشان، متجلی، زلال، شفافو...
Erture-آچار=باز کن، آچار، گشاینده، باز کننده، کلید هر قفل، وسیلۀ باز کنندۀ پیچ و مهره(آچار فرانسه و...)- اُل قاپینی آچارol Gapyny açar= او در را باز می کند- Gapy açarقاپی آچار=در باز کن، در را باز می کند- Gulp(qulp) açar گلوپ(قلوپ) آچار=قفل باز کن، قفل را باز می کند
آچ aç=باز، شکاف، تراک، ترک، چاک، درز، شکافتگی، غاز، رخنه، روزن، روزنه، سوراخ، شعاب، شقاق، منفذ، کهف، تفرقه، گشادگی، و... فعل امر آچماکaçmak آچماقaçmaq=باز کردن، گشادن، وا کردن، گشودن ، دایر کردن، تاسیس کردن، ایجاد کردن، جدا کردن، شکافتن، تشریح کردن، شرح دادن، از بین بردن مانع، مرتفع ساختن، گره گشایی کردن، روزنه باز کردن،
Gulpy açmak قُلپی آچماک=قفل را باز کردن- Qapını açmakقاپینی آچماک=در را باز کردن-
Açik آچیک، آچاa Aç =گشادگی، روزنه ، دهانه، سوراخ، باز، گشاده، گشوده، مفتوح، فراخ، گشاد، مبسوط، منبسط، وسیع، ، افتتاح، و...- açik yer آچیک یر=فضای باز و وسیع- Ap açik söz didy-Ap açıq dedi-Ap aç-açan aýtdy-Ap açik aýtdy =به صراحت گفت- Bu diwardan gapy aça بو دیواردان گاپی آچا=در این دیوار در باز کن-بو دیواردان دِشیگ آچا Bu diwardan bir deşig aça =در این دیواریک سوراخ باز کن- Iki topar bir birinden açylişdila ایکی توپُر بیر بیریندان آچیلیشدیلا=دو گروه از یکدیگر جدا شدند
Erture اِچر Eçer =درون، داخل، اندرون، تو، و ...
Eçer we daşary gowy اِچر و داشاری گاوی=درون و بیرون خوب است