در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمۀ دیگر با پیشوند An را انتخاب کردم که اکنون آنها را مورد بررسی قرار می دهیم

Anger-En- آنگگاæŋɡə، æŋɡər اَنگگر= خشم، عصبانیت، غضب، غیظ، براشفتگی، برافروختگی، خلم، ستیز، خشمگین کردن، خون کسی را بجوش اوردن، غضبناک کردن، خشمناک کردن، ژکیدن

معانی دیگر: دژی، برآشفتگی، خشمگین کردن یا شدن، غضب کردن، عصبانی کردن یا شدن، (محلی) تورم زخم، متورم و دردناک شدن (زخم)

Anger-Turk- آنگگر=دادوفریاد، داد و بیداد، تندخویی، خشم، غضب، و...

Anger آنگقیرaňqyr- aňgyrآنگگر=فریاد(از روی خشم وعصبانیت یا درد )، بانگ، جیغ، خروش، برآشفتگی، برافروختگی، تندخویی، خشم، دادوبیداد، زوزه، شیون، صیحه، ضجه، عربده، غریو، غلغله، فغان، غیه، ناله، گریه، نعره، نفیر، ولوله، هیاهو، قیل وقال، اوقات تلخ، برآشفته، رنجیده، قرمز شده، ورم کرده، دردناک، ترشرو، و....فعل امر آنگقیرماک -aňqyrmak ,aňgyrmak آنگقیرماک، آنگگرماک =فریاد زدن، ناله و شیون کردن، از روی خشم ناراحتی فریاد کشیدن، عرعر کردن، پارس کردن-  Eşek aňqyrmak اِشک =عرعرکردن الاغ- اِلی آگریپ آنگقیریار Eli agyrip aňqyrýar=درستش درد گرفته داد و فریاد و ناله می کند

eşek aňqyrmak اِشک آنگقیرماک=عرعر کردن الاغ، فریاد زدن الاغ(خر)- Köp aňqyrma= زیاد جیغ و داد نکن، زیاد گریه و ناله نکن-ol  aňqyryp otir=او نشسته و گریه می کند، او در حال داد و فریاد کردن است، او در حال گریه و زاری کردن است- aňgyrma sesň qoy آنگگیرما سِسنگ قوی=گریه نکن ساکت شو(صدات در نیاد)، قریاد وداد و بیداد نکن ساکت شو

Anger آنگیرaňir=بیش از حد، منتهی درجه، تا آخر، دور، بعید، پرت، متباعد، مستبعد، جدا، کنار، منفک، مهجور(سخن پریشان:لغت نامۀ دهخدا)، منفصل، بری، دیر- aňirda dur انگیردا دور=دورتر بایست، آن طرف بایست، گمشو-maňa yanama aňirda dur مانگا یاناما آنگیردا دور=به من نزدیک نشو آن طرف تر(دورتر) بایست-ol zady aňirda qoy =آن چیز را کنار بگذار، آن چیز را آن دور تر(آن طرف تر)بگذار- Ol maňa aňiry bary aytdy=او به من تا آخر همه اش را گفت، او به من  داد و قال کردن، او به من بد و بیراه گفت-

Angry آگیری  agri  ، ağrı- agry، agyry = درد، دردناکی، الم، بیماری، تالم، داء، رنج، سوز، سوزش، عارضه، کسالت، مرض، ناخوشی، وجع، و...-فعل امر آگریماک ağrımak، agyrymak=درد کردن، دارای رنج و درد بودن واحساس وجع کردن،- Elim agriýar، Əlim ağrıyır=دستم درد می کند

Aggr- Anger - Ağır- agyr-- aggyr- aggır آگگِر=سنگین، دشوار، شدید، فشار بیش از حد، تحمل ناپذیر، دردناک، غیرقابل تحمل، زننده، وزین، پروزن، گران ، ثقیل، درشت، خشن، ناهنجار، گرانبار، باوقار، جاافتاده، رزین، متین، موقر ، بدگوار، دیرهضم ، دشخوار، دشوار، ، پرقیمت، گران، گرانبها، قیمتی، پرهزینه، مجلل و..- agyr ýük- ağır yükاگیر یوک(آغیر یوک)=بار سنگین، فشار سنگین

Angrily-En- آنگرلیanɡrəli- ˈæŋɡrəliاِنگگرلی= از روی خشم

Angrily-Turk-آنگرلی-اِنگگرلی=دارای دادوبیداد(خشم)، با خشم، از روی خشم

Anger-آنگر Angr- aňgyr = خشم، عصبانیت، غضب، غیظ، براشفتگی، و...(به معنی Anger رجوع شود)

Ly لی =پسوند دارندگی و مالکیت، وابستگی، صفت، و... مثل: کتابلی=با کتاب(کتابلی گلدی=با کتاب آمد)، دارای کتاب-اُویلی=دارای خانه-ایرانلی=ایرانی-دوزلی=بانمک، شور-

Angry-Enاَنگری- æŋɡri اِنگگری= دردناک، ترشرو، خشمگین، خشمناک، دژم، اوقات تلخ، رنجیده، قرمز شده، ورم کرده، براشفته، متغیر

معانی دیگر: غضبناک، عصبانی، متورم و دردناک، اوقات تلخ

Angry-Turkاَنگری-آنگگری، آگری= دردناک، ترشرو، خشمگین، خشمناک، دژم، اوقات تلخ، رنجیده، و...

آنگر Angr- Anger آنگگر aňgyr = خشم، عصبانیت، غضب، غیظ، براشفتگی، و...(به معنی Anger رجوع شود)

Angry- آنگگری aňgyry  =خشمناکی، برآشفتگی، و...

Angry آگیری  agyri  ، ağrı- agyry= درد، دردناکی، الم، بیماری، تالم، داء، رنج، سوز، سوزش، عارضه، کسالت، مرض، ناخوشی، وجع، و...

æntiˈtæŋk-Antitank-En آنتی تانک-æntiˈtæŋkاِنتی تنک=(ارتش) ضد تانک، ضد تانک

Antitank-Turk-آنتی تانک=(ارتش)ضد تانک

Anti آنتی=مخالف، ضد، و...(به معنی Anti رجوع شود)

Tank تانک=تانک، زره پوش، خودرو سنگین نظامی مجهز به توپ و مسلسل، مخزن(تانکر)، و...