باز هم چند کلمۀ دیگر از زبان انگلیسی انتخاب کردم که در آنها cav بکار رفته اکنون ارتباط آنها را مورد بررسی قرار می دهیم

Excavate-En-   اکس کأوایتɛkskəveɪt- ɛkskəˌveɪt اکس کئواِت= کاویدن، حفر کردن، از خاک در اوردن، حفاری کردن

معانی دیگر: کندن، سوراخ کندن، کندن و آشکار کردن، (از زیر خاک) درآوردن، (با کندن) پوک کردن، توخالی کردن، کندن و درآوردن، فراکاوی کردن، خاکبرداری کردن، پایه کنی کردن، گودبرداری کردن

Excavate-Turk-اکس کئواِت=مثل کاویدن، حفر کردن، از خاک در اوردن، حفاری کردن

ExEkiz - Əkiz- ikiz-اِکس یا اِکیز یا اِگیزEgiz-эгиз-Егіз=عکس، مشابه، مثل هم، دوقلو، هم جنس، هم پای هم، توامان، همایند، همزاد، همانند، شبیه، مانند، مثل، هم تراز، هم وزن، هم اندازه، هم ارز، هم ارزش و...- اِکیز قوزادی=دوقلو زائید- بیربیرینه ایکیز یالی= خیلی به هم شبیه هستند، مثل دوقلو می مانند، -اِکس =عکس=یعنی مشابه و مثل و دوقلوی  آنچه که از روی آن عکس یا تصویر می گیریم- برعکس= غیر مشابه، غیر شبیه آن چیزی که قبلاً تصویرش را دیدیم یا متصور بودیم (آن روی سکه)

Ekiz çagalar، ikiz çocuklar، Əkiz uşaqlar=بچه های دوقلو، بچه های شبیه به هم

Cave-cav=کاو، مقعر، حفر، حفاری، کندن، کاویدن، و...(به معنی cave رجوع شود)

Ate ات et=فعل امر اتمکetmek= کردن، انجام دادن، و....

Excavation-En- اکس کأوایشنɛkskəˈveɪʃən- ɛkskəˈveɪʃən اکس کئوایشن= کاوش، حفاری، نبش، خاک برداری

معانی دیگر: کندن، کنند، کندوکاو، فراکاوی، کافش، گودبرداری، حفر، (حفره ی ایجاد شده در اثر کنده کاری) گودال، کندگاه، کاوگاه، گودی، جای خاکبرداری شده، محل حفاری

Excavation-Turk-اکس کئویشن=مثل کار حفاری، حفرشده(جای خاکبرداری شده)، کاوش، حفاری، نبش، خاک برداری

Ex اکس= عکس، شبیه،مشابه ،و...(به معنی Excavate رجوع شود)

Cave-cav=کاو، مقعر، حفر، حفاری، کندن، کاویدن، و...(به معنی cave رجوع شود)

Ation ایشن işen =انجام شده، کار شده، عمل شده- ایش=انجام، کار، عمل،  شغل، و...

Excavator-En-اکس کأواِتا، اکس کئواِدر= حفرکننده، کاوشگر

معانی دیگر: (شخص یا ماشین) کاونده، حفار، کاوگر، ماشین حفاری، دستگاه کاوگر

Excavator-Turk-اکس کئواِدِر(کأواتا)=

Ex اکس= عکس، شبیه،مشابه ،و...(به معنی Excavate رجوع شود)

Cave-cav=کاو، مقعر، حفر، حفاری، کندن، کاویدن، و...(به معنی cave رجوع شود)

Cavator کئواِدِر köw(köv) eder =حفر کننده، حفر خواهد کرد، حفر می کند و...- ol yery köw eder اُل یری کئو اِدر=او زمین را حفر می کند

Or اَر ar=چیز، شخص، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...