چند کلمۀ دیگر از زبان انگلیسی انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم

Ail-En- اِیِلeɪl- اییِل= ازردن، پریشان کردن، درد یا کسالتی داشتن

معانی دیگر: کسالت داشتن، ناخوش بودن (به ویژه دراز مدت)، رنجور کردن یا بودن، سبب درد و رنجوری بودن، در مخمصه افکندن، اشکال ایجاد کردن، به درد آوردن، مانع شدن، عقب انداختن

Ail-Turk-ایل، اییل=خوره، ازردن، پریشان کردن، درد یا کسالتی داشتن، قفل و بست(مانع)، و....

Ail  اِیِل Iýil اییِل=1-خوره، جذام، مرض جذام،  خوردگی،تجزیه، تضعیف، تحلیل، تلف، نابودی، فساد تدریجی، زوال و فساد سلول و غیره، مرض، بیماری، درد، رنجوری، عارضه، کسالت، ناخوشی، آزارو...2- چنگ، قلاب، چنگک، مخمصه، گرفتاری، قفل، مانع، بست، گیر، بسته، و...- فعل امر اییِلمک Iýilmek =1-خورده شدن، تحلیل رفتن، لاغر شدن، ضعیف شدن، زوال و فاسد شدن، دچار مرض شدن(کردن)، فساد عضو بر اثر نرسیدن خون، و..2- گرفتارشدن، به چنگ انداختن، گیر افتادن، و...- در فارسی گویند؛ انگار خوره افتاده به جانم. منظور بیماری خوره یا همان بیماری جذام است که بدن انسان را از بین برده و به نوعی می خورد و نابود می کند- مثل خوره به جانش افتادند منظور سبب درد و رنج کسی شدن، رنجور کردن و آزردن کسی را گویند- bedenim iýilya= بدنم خورده می شودف بدنم تحلیل می رود- endam jani iyilmek اِندام جانی ایلمک= جان و بدنش خورده شدن0تحلیل رفتن-

ol elime Iýildy اُل اِلیمه ایلدی=او به دستم(چنگم ) افتاد، او به مخمصه افتاد-gapyny gulp Iýildirmek-گاپینی گولپ ایلدیرمک= در را قفل بستن- iýildirgiç ایلدیرگیچ=سنجاق قفلی، قفل کردنی

اِل ایلeliyil=دست بسته، در چنگ مرض و بیماری، کسی که بر اثر بیماری و اختلال مزاج بنیه خود را از دست داده، گرفتار، اسیر، بازداشت، دربند، محبوس، دامنگیر، دچار، دستخوش، مبتلا، علیل، بستری، بی حال، بیمار، دردمند، رنجور، زمینگیر، مریض، مستمند، معلول، ناتوان و..

Ailing-En- اِیلِنگeɪlɪŋ، -اِیِلیِنگ= مریض

معانی دیگر: ناخوش، بیمار، بیمارگونه، علیل المزاج، رنجور، آزارمند

Ailing-Turk-ایلِنگ=تحلیل رفته(رونده)، مریض، و...

Ail= ازردن، پریشان کردن، درد یا کسالتی داشتن، مرض، ناخوشی، (به معنی Ail رجوع شود)

بسیاری از صفات در زبان انگلیسی از طریق اضافه کردن ing- به آخر افعال ساخته می‌شوند

Ing پسوندی است که به اسم افزوده می شود تا حالت و چگونگی و صفات آن را بیان کند و نیز حالت حال استمراری را نشان می دهد

Ing اینگ  iň= ol öňe gidiň اُل اُونگه گیدینگ= او جلو رونده- bu yere  geliň gidiň kop بو یره گلینگ گیدینگ کوپ= به اینجا رفت و آمد زیاد است- elmydama güliň اِلمیداما گُلینگ = همیشه بخندید-

Ailment-En- اِیِلمنتeɪlmənt- اِیِمنت= درد، ناراحتی، بیماری مزمن

معانی دیگر: ناخوشی (ممتد)، بیمار گونگی، علیلی، کسالت، رنجوری، آزار، طب بیماری مزمن

Ailment-Turk-ایلمنت=دارای درد و ناخوشی، بیمار گونگی، رنجوری،  و ....

Ail= ازردن، پریشان کردن، درد یا کسالتی داشتن، مرض، ناخوشی، (به معنی Ail رجوع شود)

ment مند، منت:دارا بودن، متمایل بودن،  صاحب، دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): ارجمند، خردمند، دردمند، علاقه مند(دارای میل و علاقه)،و...