کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Aerial،Airing
در ادامه چند کلمه با پیشوند Air ، Aer انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Airing-En- اِیراینگeərɪŋ- erɪŋ اِراینگ= گردش
معانی دیگر: هواخوری، پیاده روی در هوای آزاد، اعلام، افشاگری، برملاسازی، سخن پراکنی، پراکنش، پخش، هوا دهی، تهویه، (برای خشک کردن یا طراوت بخشیدن) در معرض هوا قرار دهی، باددهی، باد دادن، خشک کردن
Airing-Turk ایر اِینگ- اِر اینگ=هوا خوری، گردش، و....
Air = هوا، باد، جریان هوا، فضا، نسیم، استنشاق، هر چیز شبیه هوا، نفس، شهیق، سیما، اوازه، اواز، صدا، سخن، اهنگ، نما، بادخور کردن، آشکار کردن(افشاگری، برملاسازی، و....)، هواپیمایی، و...(به مطالب گذشته :معنی Air رجوع شود)
Ing اینگiýiň=بخور، بخورید،
i- iý ای=فعل امر ایمکiýmek=خوردن، اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن،
Airing=بادخوری، هوا خوری، پیاده روی، در هوای آزاد قدم زدن، باد خورانی، در معرض هوا قرار دهی، هوا دهی، باد دادن، پاک کردن، افشاندن، بجنبش دراوردن، غربال کردن، باد دادن ( ، بوجاری کردن، بادافشان کردن ، به خورد کسی دادن، سخنی را به کسی با آب و تاب گفتن(اعلام، افشاگری، برملاسازی، سخن پراکنی، پراکنش، پخش)، و...
In این=داخل، تو، درونی، و...فعل امر اینمکinmek=داخل شدن، تو رفتن، وارد شدن، و....-
nahar iýiň ناهار اینگ=غذا بخورید، نهار بخورید-
Aylaň-آیلانگ=گردان، دوار، سیار، گردنده، جاری، روان، سیال، متحول، متغیر، منقلب، گردنده، در حال گردیدن، در حال حرکت و گردش، در حال پیاده روی، در حال انتقال، در حال پخش (اعلام، افشاگری، برملاسازی، پراکنی، پراکنش، آشکار، مثل ماه روشن و آشکار، پخش کردن، پراکندن، اشاعه دادن، جاری کردن، و...
söz Aylaň = سخن آشکار
aylan آیلان= گردش، برگشت، گشت، چرخش، و... فعل امر آیلانماکaylanmak=گردش کردن، گشت زدن، چرخیدن، پرسه زدن، پیاده روی کردن، قدم زدن، برگشتن، و...- bir yerde aylanmak= در یک جا گشت زدن(پرسه زدن)- sen ol yerde aylan = تو در آتجا قدم بزن(گشت بزن، گردش کن)- Yzyňa aylanایزینگا آیلان= به عقب برگرد- söz aylanmak= سخن چرخیدن(سخن دهان به دهان گشتن، سخن پراکنی)-
Aerial-En- اِری یِلeəriəl = انتن هوایی رادیو، هوایی
معانی دیگر: بلند، رفیع، از طریق هوا یا هواپیما، مشتمل بر هوا، هوا مانند، سبک، تخیلی، غیر مادی، غیرواقعی، تصوری، (گیاه شناسی) هوازی، (ورزش های اکروباتیک) معلق زنی (بدون استفاده از دست ها)، آنتن
Aerial-Turk - eriəl اِریِل=مانند هوا، انتن هوایی رادیو، هوایی، و...
Air – Aer اِر= هوا، باد، جریان هوا، فضا، نسیم، استنشاق، هر چیز شبیه هوا، نفس، شهیق، سیما، اوازه، اواز، اهنگ، نما، بادخور کردن، آشکار کردن، هواپیمایی، و...(به مطالب گذشته :معنی Air و Aerie رجوع شود)
Aeri اِریəri، ere، eri=ذوب، حل، گداز، گداختگی، گدازش، مذاب، وارفتگی، شل، سست، ادغام، امتزاج، امیزش، طرفدار دو آتشه، و...- فعل امر اِریمکarimek-eremek-erimek= ذوب شدن، و...
Ial یِلyel=باد، آماس، آماه، نفخ، ورم، پف، فوت، تیز، ریح، توفان، شمیم، صرصر، نسیم، نفخه، بادا، باشد، افاده، خودبینی، تکبر، خودبزرگ بینی، غرور، فیس، نخوت، ابهت، اهمیت، شکوه، دم، نفس، بارح، برآمدگی، بالا آمدگی، بلند، رفیع، دمل، باطل، بیهوده، لغو، سیک، و...
Ial یالyal(یالیyali)= مثل، مانند، بسان، تالی، جفت، جور، شبه، شبیه، عدیل، قبیل، قرین، متماثل، مثابه، مثل، مشابه، نظیر، نمونه، همال، همانند، همتا، تشبیه، مشابهت، و...
Ayyali آی یالی=مثل ماه- olyali zad gerk اُل یالی زاد گِرِک= چیزی مثل اون می خواهم(لارم دارم)- Aerial=مثل هوا
Aerial =باد هوا، هر چیز غیر واقعی، وعده دروغ. هرچه وجود ندارد. ( آنندراج ) ( مجموعه ٔمترادفات ص 366 ) ( هفت قلزم ). عهد و پیمان دروغ و ناراست و هر چیز که وجود نداشته باشد. ( ناظم الاطباء)، تخیلی، غیر مادی، غیرواقعی، تصوری، و...
Al آل )alآلی ، عالیali) یا اُلul(اُلیuli)= بلند، رفیع، مرتفع، ممتاز، نفیس، بزرگ، شریف، متعالی، والا، و...