کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Anomie،Anomalous،Anomaly، Antinomy
در ادامه چند کلمۀ دبگر از زبان انگلیسی با پیشوند An انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Antinomy-En- آنتی نومیænˈtɪnəmɪ- اَنتی نامی= اظهار مخالف، تناقض دو قانون یا دو اصل
معانی دیگر: تضاد (دو قانون یا اصل و غیره)، تناقض (عقلانی یا معنوی)، پادبود، پادشناسی، تناق دو قانون یا دو اصل
Antinomy-Turk-آنت اینومی= اظهار مخالف، تناقض دو قانون یا دو اصل
Anti، Ant، Anth=پیشوند به معنی پاد، ضد، مخالف، علیه، نقض، و....(به معنی Anti در مطالب گذشته رجوع شود)
Inomy اینومیinamyاینامی، inom اینام= مجموعه ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود، باور،اعتقاد، ، اعتماد، ایقان، ایمان، معنوی (معنایی که فقط بوسیله قلب شناخته می گردد ( از تعریفات جرجانی))، عقیده، باورداشت، برداشت، پذیرش، قبول، زعم، گمان، عهد و پیمان، دین، کیش، مذهب، رسم، آیین، عادت، قانون، قاعده، مقرره ، حکم، فرمان، فرمایش، بیانیه، بیان، اظهار، و....
ol maňa inamy yok = او به من اعتماد ندارد، او من را باور ندارد- ol hiç zada inamy yok= او به هیچ چیز ایمان(اعتقاد، باور، و...)ندارد- sen maňa inam et = تو به من اعتماد کن، تو به من ایمان داشته باش- ol maňa inamy kop=او به من زیاد اعتماد دارد-
Anomaly-En- آنوم آلیəˈnɒməli- əˈnɑːməli اِنوم آلی= خلاف قاعده، سقم
معانی دیگر: چیز غیرعادی یا خلاف قاعده، چیز ناهنجار، ناهمسانی، نابهنجاری، خلاف قاعده بودن، سامان گریزی، ناهنجاری، انحراف از صفات اصلی (گیاه یا جانور)، غیر متعارف، بی ترتیب
Anomaly-Turk-اینام آلی= چیز غیرعادی یا خلاف قاعده، چیز ناهنجار، خلاف قاعده، سقم، و...
An =ضد، مخالف، اعلان، اعلام، اطلاع، آگاهی، خیره، واضع، روشن، آشکار، درک، فهم، و...(به معنی anti,ana,…در مطالب قبلی رجوع شود)
Anom اینام inom = مجموعه ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود، باور،اعتقاد، اعتماد، ایقان، ایمان، معنوی (معنایی که فقط بوسیله قلب شناخته می گردد ( از تعریفات جرجانی))، عقیده، باورداشت، برداشت، پذیرش، قبول، زعم، گمان، عهد و پیمان، دین، کیش، مذهب، رسم، آیین، عادت، قانون، قاعده، هنجار، مقرره ، حکم، فرمان، فرمایش، بیانیه، بیان، اظهار، و....
Aly آلی، آللیAlly=برداشت، دریافت، ضبط، اخذ، بازستانی، بازیافت، تکذیب(انکار حقایق یا هنجار مورد قبول اکثریت جامعه، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی ، و...)، کذب، خلاف(ضد، عکس، مباین، نقیض، مخالف، مغایر، ناسازگار، ناساز ، تخطی، و...)، تخلف، جر زنی، مخالفت، انکار، عزل، گرفت، برداشته، برچیده، عزل کرده، گرفته، افسرده، برزخ، دلتنگ، عبوس، غمگین، محزون، مغموم، ناشاد، خفه، دلگیر، نفس گیر، تار، تاریک، تیره، بسته، مسدود، و...
ol pul aly اُل پول آلی=او پول گیر(گیرنده، دریافت کننده) است، او پول می گیرد- ol pul ally اُل پول آللی=او پول گرفت، او پول برداشت-ol puly ally او پول را برداشت(گرفت)- ol puly yzina allyاُل پولی ایزینا آللی= او پول را پس گرفت- ol sözny yzina ally اُل سُوزنی ایزینا آللی=او حرفش را پس گرفت، او سخنانش را تکذیب کرد- ol pulimy ally=او پولم را گرفت(ضبط کرد، برداشت)- ol işimy ally =او کارم را گرفت، او از کارم عزل کرد- ol imanimy ally= او ایمانم(باور و اعتقادم) را گرفت- ol inamy ally اُل اینامی آللی=او باور و ایمانم را گرفت- inanmaly اینانمالی=باید باور داشت، باید باور کرد
omaly اُمالی ommally اُمماللی(اُمُللی(ommolly=تا کمر خم شدن دو حالت دارد1- حالت بی احترامی پشت به طرف مقابل خم شدن و بی احترامی کردن، 2- رو در روی کسی ایستادن و تا کمر خم شدن و تعظیم کردن و احترام گذاشتن، تا کمر خم شدگی، پشت کرد، خم شدگی، تعظیم، کرنش، احترام، تعظیم، تکریم، حرمت، و...-اُممال ommol- ommalاُممُل فعل امر اُممالماک ommalmak(اُممُلماکommolmak)=خم شدن، دولا شدن، خمیده شدن، انحنا یافتن، خمیدن، خماندن، کج کردن، کمر خم کردن، تعظیم کردن، خمیده کردن، منحرف شدن، رد کردن، تنزل کردن، نپذیرفتن، و...- ommal çommal etyarاُممال چُممال اِتیار=خم و راست می شود- Ol meniň öňümde ommally=او در مقابل من خم شد-
ol maňa ommally اُل مانگا اُمماللی=او به من پشت کرد، او پشت به من خم شد-
در زبان فارسی معنی کلمۀ اُممُل در فرهنگ عمید: کسی که آشنا به آدابورسوم زمان نباشد و لباس و ظاهر یا افکارش مطابق زمانه نیست؛ کهنهپرست.- کسی که با تمدن و تجدد سازگار نباشد
Anomalous-En- آنوم آلِسəˈnɒmələs- əˈnɑːmələs اِنام آلِس= مغایر، غیر عادی، بی مورد، بی شباهت، خارج از رسم، غیر متشابه، بی ترتیب
معانی دیگر: ناهمسان، نابهنجار، خلاف قاعده، متناق
Anomalous-Turk-اینام آل اُس=نابهنجاری زیاد، مغایر، غیر عادی، بی مورد، بی شباهت، خارج از رسم، غیر متشابه، بی ترتیب، و...
Anomal یا Anomaly= چیز غیرعادی یا خلاف قاعده، چیز ناهنجار، ناهمسانی، نابهنجاری، خلاف قاعده بودن، سامان گریزی، ناهنجاری، و...( به معنی Anomaly رجوع شود)
Ous اُس= بالا، زیاد، شدید، و...
Anomie-En-آنامی anəˌmē ، اِنامی(Anomy)=بی هنجاری، بی توجهی به اصول دین، اعتقاد به بی نطمی
Anomie-Turk اینام ای(Anomy)=نابودی قواعد و هنجار، بی هنجاری، بی توجهی به اصول دین، اعتقاد به بی نطمی
Anom اینام inom = مجموعه ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود، باور،اعتقاد، اعتماد، ایقان، ایمان، معنوی (معنایی که فقط بوسیله قلب شناخته می گردد ( از تعریفات جرجانی))، عقیده، باورداشت، برداشت، پذیرش، قبول، زعم، گمان، عهد و پیمان، دین، کیش، مذهب، رسم، آیین، عادت، قانون، قاعده، هنجار، مقرره ، حکم، فرمان، فرمایش، بیانیه، بیان، اظهار، و....
Ie-y- i- iý ای=فعل امر ایمکiýmek=خوردن، اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن، خورده شدن، و..