باز هم بررسی کلمات مرتبط انگلیسی با پیشوند An را ادامه می دهیم

Ana-En-آناɑːnə، ɑːnə اِینا= اطلاعات سودمند، از هر کدام بمقدار مساوی

معانی دیگر: مخفف: انجمن پرستاران امریکا، پیشوند:، فراز، به سوی بالا [anadromous]، عقب، معکوس [anagram]، دوباره [anabaptist]، سرتاسر، کاملا [analysis]، (در نسخه ی پزشکی) از هر یک (از اجزای مذکور)، مجموعه ای از روایات و خاطرات (به ویژه توسط یا درباره ی شخص واحد)، adv : درنسخه نویسی از هر کدام بمقدار مساوی، n : مجموعه یا گلچینی از گفته ها واقوال یک شخص، منتخبات، اطلاعات سودمند

ana _
پسوند (اسم ساز): نوشتجات، روایات، دانستنی ها [americana]

Ana-Turk-آنا، ایناِ= اطلاعات سودمند، از هر کدام بمقدار مساوی

An آن-–آنگ=فکر، باور، عقیده، رای، نظر، مذهب، اندیشه، تفکر، انگار، تصور، خیال، فرض، گمان، وهم، درک، هوش، شعور، استدلال، تفسیر، بررسی، آگاهی، اطلاعات، امر، وحی، معنوی، آشکار، واضع، روشن، و...- ol Aňly اُل آنگلی = او آگاه و با هوش، او با شعور، او دانشمند (اندیشمند)، او متفکر، او مطلع، و...- فعل امر آنگماک aňmak، anmak آنماک - aňlamak آنگلاماک- anlamakآنلاماک= فهمیدن، استدلال کردن، ، متوجه شدن، توجه کردن، اشاره کردن، و...- aňlatmakآنگلاتماک=متوجه کردن، فهماندن، حکم و فرمان دادن، نمایاندن، آگاه کردن، مطلع کردن، اطلاعات دادن، نشان دادن، اشاره کردن، نمایاندن، پیدا و نمایان کردن، روشن کردن، شرح دادن، روایت کردن، و....

Ana آنا=مادر، ام، مام، مامان، ننه، والده ، اصل، ریشه، باعث، منشا، اصل، جرثومه، مرکز ، مقام، رتبه، گزارش، شرح، حکایت، داستان، روایت، موضوع، قصه، اشکوب، نقل، جامع، مبسوط، مفصل ، و...

Ana haber=اخبار اصلی، مشروح اخبار ، روایت خبر، خبر واقعی و آشکار، و...

Ana اینه ine= سرنگون، معکوس، سر و ته، پایین، سقوط،، هر آنچه از آسمان به ما رسیده، و...

Aşag inmek= به پایین سقوط کردن، سرنگون شدن، ، و....- baş Aşag ine، baş Aşağı ine= سر به پایین معلق، معکوس، - . Asmandan ineآسماندان اینه=از آسمان آمده(سقوط کرده)..

Anaآینا=آینه، وسیله ای است که مثل و مانند و شبیه آنچه که در مقابلش قرار گیرد نشان می دهد، شبیه و مانند، عکس، اطلاعات درست و صحیح، هر آنچه هست نشان می دهد، و... .

بود آینه دوست را مرد دوست --- نماید بدو هرچه زشت و نکوست(اسدی)
با درفش ار تپانچه خواهی زد--- بازگردد بتو هرآینه بد(عنصری)
آینه ام من اگر تو زشتی زشتم --- ور تو نکوئی نکوست سیرت و سانم(ناصر خسرو)
آب صفت هرچه پلیدی بشوی --- آینه سان هرچه ندیدی مگوی(نظامی)

Ana ایناِ= عین، چشم، دیده، اصل، مشابه، چشمه، جوهر، ذات، گوهر، بینایی، دهانه، کاراگاه، باجه، چشم، دیده، سوراخ سوزن، مرکز هر چیزی، مخزن، سر چشمه، عین، چشمه، فواره، و...

Ana اینayn،eyn اِین=عین(چشم= Eye آی)، شباهت، تشابه، مثل، مانند، به اندازه، برابر، متساوی، معادل، هم تراز و هم سان، هم سر، هم میزان، هم وزن، یکسان، مشابه شی مورد نظر( خواستن مشابه آن چیزی که گوینده مد تظر داشته یا شنونده قبلاً آنرا دیده یا جلوی چشم هردو قرار دارد ،- ayn ol zady ber آین اُل زادی بر، eyni şeyi verin- aynı şeyi ver = عین اون چیز را بده، مشابه(شبیه، مساوی، )آن چیز را بده،

Anagoge-En آنا گوجی(اَنه گوگ)، اَنه گوچی(اِنه گوچ)= تعالی روحی، بزرگی معنوی، ارتقاء فکر بعالم علوی، تفسیر روحانی و صوفیانه ء مطالب مذهبی

Anagoge-Turk-آنا گوچی =انتقال و ارتباط ذهنی با مقام برتر، تعالی روحی، بزرگی معنوی، ارتقاء فکر بعالم علوی، تفسیر روحانی و صوفیانه ء مطالب مذهبی

An آن-–آنگ=فکر، باور، عقیده، رای، نظر، مذهب، اندیشه، تفکر، انگار، تصور، خیال، فرض، گمان، وهم، درک، هوش، شعور، استدلال، تفسیر، بررسی، آگاهی، اطلاعات، امر، وحی، معنوی، و...- ol Aňly اُل آنگلی = او آگاه و با هوش، او با شعور، او دانشمند (اندیشمند)، او متفکر، او مطلع، و...-

Aňa-ana آنگا، آنا= اندیشه گرایی، عالم روحانی، معنویت، روحانیت، روحیه مذهبی، غیر جسمانی بودن، و...

Ana آنا=مادر، ام، مام، مامان، ننه، والده ، اصل، ریشه، باعث، منشا، جرثومه، مرکز ، مقام، رتبه، و...

Güýç-gogگویچ- gücگوچ )güç گویچی Güýçy)=قدرت، توان، زور، قوت، قوه، نیرو، استطاعت، تاب، توانایی، طاقت، وسع، زبردستی، مقاومت، نیرومندی، هنگ، یارا، استیلا، اقتدار، تسلط، سلطه، تاثیر، نفوذ، انرژی، عظمت، کبریا، یارایی، فرمانروایی، برتری، والایی، تعالی، ارتقاء، و...- sende Güýç bar سِنده گویچ بار=در تو قدرت و توان وجود دارد- Güýçy bar گویچی بار gücü var=قدرت دارد-onň Güýçy bar اُننگ گویچی بار=او قدرت دارد-

Goge گوچ göç ، Köç کوچ=کوچ، جابجایی، نقل مکان، رحلت، رحیل، روح شدن، به ملکوت اعلا پیوستن، تعالی روحی، انفجار، جوشش، غلیان، و...- فعل امر گوچمک göçmek ، کوچمک Köçmek= کوچ کردن، نقل مکان کردن، جابجا شدن، منفجر شدن، ترکیدن، و...-

bomb göçmek بمب گوچمک=بمب منفجر شدن- bomb göçdyبمب گوچدی=بمب منفجر شد- bu yerden göçdy، buradan köçüb= از اینجا کوچ کرد، از اینجا نقل مکان کرد-( köç )sen bu yerden göç سِن بو یردن گوچ(کوچ)=تو از اینجا برو (کوچ کن)- Ol bu dünýäden göçdy(köçdi)= او از این دنیا رفت

خوش است زیر مغیلان براه بادیه خفت --- شب رحیل ولی ترک جان بباید گفت(سعدی)
من میان شما به نعمت و ناز--- می زیم تا رسد رحیل فراز(نظامی)
رسول مرگ به ناگه به من رسید فراز--- که کوس کوچ فروکوفتند کار بساز(کمال الدین اسماعیل)

در مورد کلمۀ مادر، به نظر می رسد از زبان ترکی، مادر: از ترکیب دو کلمۀ ما + اِدر ساخته شده

مااِدر maeder= ما را می زاید، ما را بوجود می آورد، و...

ما ma=ضمیر اول شخص جمع، من و تو، من و شما، من و ایشان، من و او، من و آن ها

ony ma berme اُنی مآ بِرمه=آن را به من نده- maňa bermeمانگا بِرمه، mənə vermə مانا وِرمه= به من نده

اِدر eder=می کند، انجام می دهد، اجرا می کند، بوجود می آورد، عمل می کند، بجا می آورد، ایفا می کند، تولید می کند، می زاید، ایجاد می کند، مجامعت می کند، و...- اِد ed فعل فمر اِدمک=edmekکردن، انجام دادن، تولید کردن، زاییدن، ایجاد کردن، و....

o ol işy eder اُ اُل ایشی اِدِر=او آن کار را خواهد کرد، او آن کار را انجام می دهد، و...- aydan zadiny eder آیدان زادینی اِدِر=هر چه گفته انجام می دهد-به هر چه بخواهد عمل می کند- Ol çaga eder اُل چاغا اِدر=او بچه می زاید(به دنیا می آورد)

Anagogy-En-آنا گوجی(گوگی)، آنا گوچی= تعالی روحی، بزرگی معنوی، ارتقاء فکر بعالم علوی، تفسیر روحانی و صوفیانه ء مطالب مذهبی

Anagogy-Turk-آنا گوچی= تعالی روحی، بزرگی معنوی، ارتقاء فکر بعالم علوی، تفسیر روحانی و صوفیانه ء مطالب مذهبی

به توضیحات Anagoge رجوع شود