در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمۀ انگلیسی با پیشوند An از زبان انگلیسی انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم

Anathema-En- آن آتماəˈnæθəmə- əˈnæθəmə اِن آتما= لعنت و تکفیر، هر چیزی که مورد لعن واقع شود

معانی دیگر: منفور، مورد طعن و لعن، لعنت شده، ملعون، دوزخی، مرتد شناخته شده از طرف روحانیون

Anathema-Turk-آن آتما(آنتما)، اِنتما= از دین و مذهب طرد شده یا دین و اعتقاد را بدور انداخته، لعنت و تکفیر، هر چیزی که مورد لعن واقع شود، و..

An آن- aň –آنگ=فکر، باور، عقیده، رای، نظر، اعتقاد، مذهب، دین، اندیشه، و...

Athema آتماAtma=انداخته، پرت کرده، پرتاب کرده، دور انداخته ، رانده، طرد کرده یا شده، ساقط شده یا کرده، از حساب افکنده، حذف کرده، یا شده، و...

Anathema آن آتماAnatma= ترک مذهب و باور کرده، مرتد، کافر، زندیق، مشرک، ملحد، و...

Anath-آنت ant= سوگند، فحش(لعنت و تکفیر، دشمن قسم خورده، )، قسم، عهد و پیمان، و...

Anathema آنت ایمِ - ant iyme =مخفف ant iymek ، and içmək ، ant içmek =سوگند خوردن، فحش دادن، قسم خوردن، و....

در گذشته (گاهاً در حال حاضر) قسم خوردن نوعی فحش و توهین به حساب می آمد و سعی می کردند از حق خود بگذرند و چه راست یا دروغ قسم نخورند

Swear-En،سووِر (swore)= عهد، ناسزا، سوگند، عهد کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن، سوگند خوردن، قسم دادن، و....

söwdy،سَودی söydü= فحش داد، لعنت کرد- ol söwor اُل سُوُر=او فحش خواهد داد، او لعن و نفرین خواهد کرد- به معنی Swear رجوع شود

Anatomy-En.- آنا تِمی(آناتامی)əˈnætəmi-اِن اَدِمی = تجزیه، تشریح، ساختمان، ساختمان بدن، کالبد شناسی، استخوان بندی، مبحی تشریح

معانی دیگر: شناخت ساختمان گیاهان و جانداران، کالبد شکافی، تشریح (بدن جاندار یا گیاه)، ساختمان بدن جاندار یا گیاه، ساختار، تجزیه و تحلیل دقیق، فروکافت، مبحک تشریح

Anatomy-Turk-آنا تامی=تجزیه و تحلیل، تشریح، ساختمان، ساختمان بدن، کالبد شناسی، استخوان بندی،و...

An این in =بدن، اندام، اندرونی، داخل، تو، ورود، عرض(طول، و اندازه)، و...- inim agiryar اینیم آگیریار=بدنم درد می کند- Öýe in اُویه این =بیا داخل خانه، برو داخل خانه- Öýe inme =داخل(اندرون ، توی، و...) خانه نشو- Öýe inmek اُویه اینمک = داخل(وارد، توی) خانه شدن-

An آن- aň –آنگ=فکر، باور، عقیده، رای، نظر، مذهب، اندیشه، تفکر، انگار، تصور، خیال، فرض، گمان، وهم، درک، هوش، شعور، استدلال، تفسیر، شرح، بررسی، آگاهی، اطلاعات، امر، وحی، معنوی، آشکار، واضع، روشن، و...-

Ana آنا=مادر، ام، مام، مامان، ننه، والده ، اصل، ریشه، باعث، منشا، اصل، جرثومه، مرکز، مقام، رتبه، گزارش، شرح، تشریح، حکایت، داستان، روایت، موضوع، قصه، اشکوب، نقل، جامع، مبسوط، مفصل ، و...

ana sayfaya dön= بازگشت به صفحه اصلی، برگرد به صفحۀ اصلی- ana dili = زبان مادری، زبان اصلی

Tom تامtəm=جا، مکان، بنا، ساخت، عمارت، آپارتمان، خانه، ویلا، ساختار، نهاد، وضع، معماری، بدن، تنه، قاب، اسکلت، چهارچوب، قاعده، و...-

meň butam(şutam) agyrýar منگ بوتام(شوتام) آگیریار=ابنجای من درد می کند-اینجای بدنم درد می کند- اُنی بو تامدا(سوتامدا) گوی= ony butamda(şutamda) goy آن را در اینجام (اینجای بدنم)بگذار- ol bu tamda yaşyarاُل بو تامدا یاشایار=او در این مکان(ساختمان، و...)- bu tam meň yaşayan yerim

اِت- اِد ed-et فعل امر اِتمک، اِدمک=etmek-edmekکردن، انجام دادن، تولید کردن، زاییدن، ایجاد کردن، و....

Atom آتوم atum =ذره، کمترین مقدار از چیزی، و...

bir atum çay ber =یک کم چای بده، - به معنی Atom رجوع شود