قنات ، Қанат, Qanat = رگه های آب زیرزمینی که به صورت طبیعی یا با دست انسان برای انتقال آب از جایی به جایی دیگر ایجاد شده یا می شود . (قان،کان، Qon یا кан =خون ، رگۀ خون ، آب – آت At= انداختن ، رساندن ، پرتاب کردن و...) در اکثر لهجه های ترکی کلمۀ قنات به صورت قنات و در معنی لولۀ حلقوی یا شلنگ آب یا رگ خون، بکار رفته است در عربی به تمام کانال های آب قنات گویند حتی به کانال سوئز ،قناة السویس گویند

osma quvur =   Қанат, Qanat, قنات(ترجمۀ تحت الفظی این کلمه می شود قبررشد یافته یا قبرپیشرفته)یا aylanma yo'l(راه دوار)لوله حلقوی ،ترکی اُزبکی ، -суу түтүгү (آب گرفتاریا آب زندانی) тегеренип баруу(تگرنیپ بارو =راه دایره ای –تِگیر= تِگِلِک =حلقوی ، شکل دایره – بارو =رفتن ، گذر،راه  ) لولۀحلقوی (شلنگ آب )،ترکی قرقیزی،- ترکی مغولی судас= نبض یا رگ خون (سو داس ،احتمالاً سوداش =اطراف آب ، دور آب : سو=آب ، داش= دورو بر، اطراف ، مثل : داش توارک = دور و اطراف )

کلمات مرتبط با قنات :

کاریز(کأئز)=(کأ=موقت ، گاهی اوقات –ئز = مسیر ، ردوپا ،و....)مسیرآب جریان موقت است که توسط انسان ایجاد می شود که جریان یافتن آن به ارادۀ انسان یا  بستگی به بارش باران یا دیگر عوامل دارد . درزبان ترکی کندن جوی مسیر آبرو کشاورزی را هم کأریز(کأئز) گویند .معمولاً کاریز بعد از مظهر قنات برای انتقال آب برای مصارف گوناگون ایجاد می شود

کاه ریز(کاه ئز=رد پای به جا مانده از کاه، مسیر کاه، نشانۀ کاه)= معمولاً در زمان تقسیم وجیره بندی آب کاریز برای مصارف کشاورزی چون فواصل طولانی بوده برای اینکه بدانند این مسیر کاریز کنده شده توسط چند کشاورز مورد استفاده قرار می گیرد تا در حق آبۀ آنها منظور گردد .درابتدای ورودی آب کاریز به سمت مزارع مقداری کاه کوبیدۀ خرد شده می ریختند خرده های کاه در هر مزرعه ای مشاهده شد آن چند مزرعه هم سهم می شدند یا مسیر ورود آب ویا  قطع و وصل آن به هر مزرعه تعیین ومشخص می شد .توسط میرآب: کسی که با یک کاسۀ سوراخ دارآب یا همان ساعت آبی قدیمی با شمارش تعداد پر وخالی شدن  کاسه، زمان مورد استفادۀ هر مزرعه یا چند مزرعه با هم که معمولاً براساس میزان بزرگی و کوچکی مزرعه ها زمان نیز تغییرمی کرد مشخص واعلام  میشد.

انه قوی (مادر چاه )=چاهی که برسر چشمۀ اصلی زیر زمینی کنده می شد که گاهی به بیش از 100 متر نیزمی رسید

جرقویه(جارقوی)=همان میله چاه است –در زبان ترکی به جای عبور آب (جوی آب ) جار گویند . میله چاه روی آبروی روباز قنات واقع شده پس به آن چاه جرقویه یا جار قوی گویند . وبه بقیه مسیر گذر آب که به صورت رگ خون لوله حلقوی است قنات،  قان آت گویند . ( منطقۀ بیابانی در 60 کیلومتری اصفهان که دارای جارقوی یا میله چاههای (قنات) فراوانی است نیز به این نام جرقویه معروف است )

مظهرقنات یا محل خروج آب چشمه (چاشمه سو)=محل خروج و پراکنده شدن آب - در زبان ترکی به پراکنده یا جدا یا خارج شدن از جمع  ، چاشمه گویند .

چشمۀ اصلی (چیشمه سو)=محل جمع شدن آب ، محل ورم آب ، محل چاق شدن آب ، وقتی محلی کنده می شد آب کم کم جمع شده و به اصطلاح محل آب چاق و چاقتر می شد که به این حالت چیشمه گویند .

کُمبه(به فارسی کلمبه گویند )=خانه یا اتاق ترکی سردابه یا آب انبار ،محل ذخیرۀ آب قنات در خانه ها یا محله های عمومی گویند .در ترکی به خانه های خُنک روستایی که در تابستان مورد استفادۀ انسان ویا  دام قرار می گیرد نیز کومه یا کُمبه می گویند .

آب انبار= Su anbarları-سوانبارلاری آذربایجانی =قزاقی Су қоймалары  -سو کویمالاری یا سوکویمه(سوقویمه=ریختن آب ، ذخیرۀ کردن آب)

دُل اُو(دُلو)(در زبان فارسی دلو آب گویند )=ظرف چرمی ،چوبی ،سفالی ،فلزی و...که برای خارج کردن خاک یا آب از داخل چاه مورد استفاده قرار می گیرد . دُل=پُر- دربعضی لهجه های زبان ترکی به آب اُوگویند  – دُلو=پُرآب ، آب پُر معنا می دهد حتی کودکان ترک زبان قبل از یاد گرفتن (سو=آب) به آب (اُو )گویند .سودُلی =ظرف پُر آب ، پُرآب

در نوشته های مصری آمده وقتی داریوش مصر را فتح کرد دستور کندن قنات و انتقال آب از آن طریق را صادر کرد به این خاطر مصریان به او لقب فرعون مصر دادند. در ایران نیز قدمت قنات ها به بیش از 3000 سال به  زمان حکومت هخامنشیان نیز می رسد . در خاتمه لازم به ذکر است زبان ترکی زبانی است که برای تمام حالات ، کلمات مختلفی بکار رفته  . مثلاً برای حیوانات از بدو تولد با گذر زمان و تغییرات فیزیکی حیوان نام های مختلفی بکار برده است . در مورد گیاهان نیز همچنین برای حالات و موارد استفادۀ کانال های آب نام های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است . در زبان فارسی شاید نتوان بیش از 5000فعل یافت ولی در زبان ترکی بیش از 40000 فعل وجود دارد وافعال زبان ترکی قابل گسترش است و تمام افعال آن با قاعده می باشد . جالب اینکه با اسم هم فعل ساخته می شود . مثل أوی = خانه  - که افعال: أویلِنمِک=خانه دارشدن ، داماد شدن ،ازدواج کردن یا أویِرمِک=کسی را  داماد کردن – أویلِتمِک =کسی را خانه دار کردن – أویلِندیرمِک= کسی را ترغیب به ازدواج کردن یا کسی را داماد کردن  – و....همانطور که مشاهده کردین برای هر کدام از حالات بدون اینکه ریشۀ فعل أوی تغییر کند می توان حالات مختلف فعل را صرف کرد مثل:

أویردیم =دامادکردم –أویردنگ = دامادکردی –أویردی =دامادکرد- أویردیگ =داماد کردیم –أویردینگیز = داماد کردید – أویردیله (أویردیلر)=دامادکردند-

أویلندیم =دامادشدم – أویلندینگ = دامادشدی –أویلندی=داماد شد –أویلندیگ = داماد شدیم –أویلندینگیز = داماد شدید – أویلندیله (أویلندیلر)= دامادشدند

أویلندیردیم = دامادکردم – أویلندیردینگ=دامادکردی-أویلندیردی=دامادکرد- أویلندیردیگ=دامادکردیم –أویلندیردینگیز = دامادکردید- أویلندیردیله (أویلندیردیلر)= دامادکردند

و....