اکنون به بررسی ارتباط کلمه ای می پردازیم که در زبانهای انگلیسی ، فارسی، ترکی به همان ترتیب بکار می رود

Bulldoze-En- بولدُوزˈbʊldəʊz- bʊldoʊz بُلدُوز= ارعاب و تهدید کردن، روی ماشین بولدوز کار کردن

معانی دیگر: (عامیانه) زورگویی کردن، با تهدید وادار کردن، مرعوب کردن، کلاشی کردن، با بولدوزر (خاکبردار) بردن یا تسطیح کردن، با خاکبردار کندن

Bulldoze-Turk-بُلدوز= ارعاب و تهدید کردن، روی ماشین بولدوز کار کردن، با بولدوزر (خاکبردار) بردن یا تسطیح کردن، و...

Bull بُل bol=پُر، زیاد، فراوان، بالا آمده، بلند، رفیع، والا، گران، بیش از حد معمول، برین، کثیر، بس، بسیار، بی شمار، بی نهایت، جزیل، خیلی، عدیده، فراوان، کثیر، معتنابه، مفرط، وافر، هنگفت، و... / آفریده، آفرینش، ابداع، احداث، انشاد، ایجاد، تناسل، تولید، خلقتب، ه اتمام رسید، خلق ، زایش، و../ باش، شو، و...- بُل bolفعل امر بُلماکbolmak= شدن، انجام گرفتن، خلق شدن، آفریده شدن، بدنیا آوردن، به اتمام رساندن، بودن، داشتن و...

Doze دوز-Duz= نمک، نمک طعام، نمک، نمکدان، ، نمک میوه، نمک های طبی، نمکزار، نمکسار، نمکستان، نمک لاخ، نمک لان، شوره زار، کویر، لم یزرع، نمکدار، نمک سود، نمک پاشی، رنجش، دلخوری، اذیت، ازار، ازردگی، سوزش، و...دوزلا Duzlaفعل امر Duzlamak دوزلاماک= نمک پاشیدن، نمک سود کردن، سوزش دادن ، غم و ناراحتی کسی را تشدید و یا خاطره آن را زنده کردن، تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردن، ترساندن، نهیب زدن به، مرعوب کردن، تشر زدن به، رنجاندن، برانگیختن ، و...

ýüregi duzlamak یورِگی دوزلاماک= دل کسی را سوزاندن، به دل نمک پاشیدن

Bulldoze بُلدوز= نمک سود شده، نمک پاشیده شده، نمک زیاد، و... (عامیانه) زورگویی کردن، با تهدید وادار کردن، مرعوب کردن، کلاشی کردن، و...

Doze دوز Düz = درست، راست، صحیح، استوار، تمام، کامل، تندرست، سالم، مساوی، متعادل، صاف، هموار، مسطح، دست نخورده، بکر، منطقه بکر و دست نخورده، بیابان، سرزمین نامسکون و رام نشده، صحرا، بیابان، زمین بایر و لم یزرع، زمین، صحرا، میدان، پهنه، عرصه، رشته، دایره، مرغزار، دشت، مزرعه، کشتزار، و..

Seniň aýdýanlaryň Düzdy سِنینگ آیدیا لارینگ دوزدی= آنچه شما می گویید درست است

sen bu yery Düzle سِن بو یِری دوزله(Bunu düzəldin، Bunu sen düzelt) = شما این را درست کنید

Bu ýeriň ýüzüni düzlemek بو یرینگ یوزینی دوزلِمِک(Bu, yüzeyi düzleştirmek içindir، Bu, səthi düzəltmək üçündür)= سطح این زمین را تسطیح(صاف) کردن

düz yer دوز یِر= زمین مسطح و صاف

Bulldoze بُلدوز= زیاد تسطیح و صاف کن

Buldozer-En بُلدُوزا- bʊldəʊzə- ˈbʊldoʊzərبُلدوزَر= بولدوزر، خاکبردار، تراکتور قاشق دار، آدم کلاش

Buldozer-Turk-بُلدوزر=چیز تسطیح کننده، شخص ارعاب و تهدید کننده، بولدوزر، خاکبردار، تراکتور قاشق دار، آدم کلاش، و..

Bulldoz یا Buldoze= ارعاب و تهدید کردن، روی ماشین بولدوز کار کردن، با بولدوزر (خاکبردار) بردن یا تسطیح کردن، و... (به معنی Buldoze رجوع شود)

Er = چیز، فرد، شخص، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...

بولدوزر:یا هموارساز یکی از ماشین آلات راه سازی و عمرانی می باشد که نحوهٔ حرکت آن به صورت خزیدن به وسیلهٔ چرخ های زنجیری می باشد. این ماشین دارای تیغهٔ فولادی در جلو می باشد که توانایی جابجایی حجم های گسترده ای از خاک، شن و ماسه و نخاله و … را در حین کار دارد

احتمالاً کلمات بُلbol ، بُلا bola، بِلِند belend ترکی با کلمات بالا، بُلندا، بُلندی، بُلند= رفیع، والا، زیاد، گران، بیش از حد معمول، برین، و... فارسی مرتبط است،

امثال: : belend dagبِلِند داگ= کوه بُلند- belend depe بِلِند دِپه= تپۀ بلند- belend yeredeبِلِند یرده= در جای بُلند(مرتفع)- belend boyly بِلّند بُیلی= قد بلند—اُ آدام بُیدا بِلِند یُلدی O adam boyda belend boldy = آن شخص قدش بلند شد

ol adamiň puly bol اُل آدامینگ پولی بُل= آن شخص پول زیادی دارد

o bol zad getirdy اُ بُل زاد گِتیردی(bol gətirdi، bol getirdi)=او چیز زیادی آورد(زیاد آورد)

işiňy bol ایشینگی بُل=کارت را تمام کن- işy bol ایشی بُل=کار را تمام کن، کارش زیاد است- işy boldy ایشی بُلدی= کارش تمام شد، کارش انجام شد- - suw bol boldy سو بُل بُلدی=آب زیاد شد- suw bola geldy سو بُلا گلدی= آب بالا آمد، آب زیاد شد- Çaga bol چاغا بُل=بچه باش، بچه شو، بچه زیاد