ɡæb-Gab-Enگُب= دروغ گفتن، گپ زدن، پرگفتن، وراجی کردن، یاوه گفتن، زیاده گویی، پرگویی، حرف مفت، -

-.Gab-Turkگُب، گِب، کِب، گاب=گپ زدن، و..

گُب، گِب، کِب=حرف، عرض، سخن، کلام، گفتار، گفت، تکلم، الفبا، نویسه ، کلمه، واژه، دال، لفظ ، مشاجره، بحث، کشمکش، دعوا، بگومگو، سخن بی اساس، مهمل، یاوه، دروغ گویی، ظاهر کلام، صورت لفظ، وراجی، و...-

گبلَ، کپلَ فعل امر گبلِمک، گپلِمک، کّبلِمک= پر حرفی کردن، گپ زدن، دوستانه حرف زدن، سخن بیهوده و دراز گفتن، و...

جملات متداول:

اُل یرده کُپ کِب (گِب، گِپ) بار= در آنجا حرف زیادی هست

اُنگ گبلِیان گپی قوری گِب=حرفی که او می زند فقط حرف است(یاوه گویی، حرف مفت، و...است)

اُل یالان گب آیدیار=او سخن دروغ می گوید

اُل کُپ گِب آیتدی= او حرف زیادی گفت، او پُر حرفی کرد

سِن کُپ گِب دیمه=تو زیاد حرف نزن، تو زیاده گویی نکن

آغزی گِبدِن دینانُگ=دهانش از حرف زدن نمی ایستد(پر حرفی می کند)

دوغری گِب آغزیندان چیکانُگ=سخن راستی از دهانش خارج نمی شود(دروغ می گوید)

ɡæbə Gabber-En-گُبا-گُبر= لافزن، پرحرف، خود ستا، ریشخند کن، سخریه کن ˈ

معانی دیگر: ریشخند کن، سخریه کن، لاف زن، پرحرف

Gabber-Turkگُببِر=وراجی کننده، حرف زننده، ، و...

گُب، گِب، کِب=حرف، عرض، سخن، کلام، گفتار، گفت، تکلم، الفبا، نویسه ، کلمه، واژه، دال، لفظ ، مشاجره، بحث، کشمکش، دعوا، بگومگو، سخن بی اساس، مهمل، یاوه، دروغ گویی، ظاهر کلام، صورت لفظ، وراجی، و...-

بِر=دهش، اهدا، بده، کننده، دهنده، انجام دهنده، بخشنده، دهنده، اعطاء کننده، واهب، هبه کننده و..-فعل امر بِرمک=دادن،انجام دادن، و...

اُنی مانگا بِر=آنرا به من بده

اُنی اِدیب بِر= آنرا انجام بده

سِنگ ایکیسینگ آراسیندا گِب بر مِدن باشغا ایشینگ یوق=تو جز میان دو نفر شان تبادل حرف (سخن، و...)کاری نداری

به معنی گِب gabرجوع شود