کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Adulation، Adulator،Adulate، Adult
چند کلمه با پیشوند Ad از زبان انگلیسی انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Adult-En- آداُلتædʌlt، اِداُلتəˈdəlt= بزرگسال، بالغ، بزرگ، کبیر، به حد رشد رسیده، با وقار
معانی دیگر: وابسته به بزرگسالان، به سن قانونی رسیده، گیاه یا حیوانی که به کمال رسیده است، گیاه یا حیوان بزرگسال (بالغ(
Adult-Turk-آد اُل اِت- اِد اُلت=بزرگ شده، بزرگسال، بالغ، بزرگ، کبیر، به حد رشد رسیده، با وقار، و...
Ad-آد= نام، آوازه، اعتبار، شهرت، اسم، عنوان، کنیه، لقب، مقام، سر بلندی، معروفیت، بزرگ، علیه، بلند، برجسته، عالیجناب، هویدا، علی، والا مقام، متعال، سربلند، و...- ad uly آد اولی=نامدار بزرگ، مقام بزرگ- ad almak آد آلماک=نام و مقام گرفتن
Ad اِد ed(اِتet)فعل امر اِدمکedmek(اِتمکetmek)=کردن، شدن، کرده شدن، انجام دادن، ادا کردن، مجامعت(زنا، جماع) کردن، و...
Ul اُل ol=فعل امر اُلماکolmak= شدن، انجام گرفتن، واقع شدن، و...
Ul اُل(اول) ül(Uly اولی(بر وزن او سوم شخص مفرد) )=بزرگ، ارجمند، بابا، خداوند، خواجه، رئیس، سر، سرپرست، سرور، شخیص، عالیقدر، کبیر، کلان، محتشم، معظم، مولا، مهتر ، خطیر، عظیم، مهیب، تنومند، جسیم، عظیم الجثه، کوه پیکر، گنده، عریض، فراخ، گسترده، گشاد، وسیع ، ارشد، و...- ulaldy اول آلدی=بزرگی گرفت، رشد کرد، بزرگ شد، به حد کمال رسید- sen ulal سِن اولال=تو بزرگ شو، تو رشد کن- ony ulaltاُنی اولالت=آن را بزرگ کن- uly adam اولی آدام = شخص بزرگ، شخص بالغ- ol ulalya اُل اولالیا=او(آن)رشد می کند(بزرگ می شود)-اولیاء=بزرگان، سرپرستان، و...
Ult اُلت( اُل اِت-ul et)=بزرگ کن، رشد بده، ارتقا بده- Çaga ulaltچاغا اولالت=بچه بزرگ کن- Çaga ulatچاغا اولات= بچۀ بالغ، بچۀ بزرگ و رشد یافته- Ağaç ulalt آگاچ اولالت= درخت را رشد بده- uly Ağaç اولی آگاچ=درخت(چوب) بزرگ
Uly اولی= سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر، برتر، مونث اول به معنی نخست، یکم) فرهنگ فارسی)
اولات-ult، ulat-اولِت ulet- ulalt-ulad= فعل امر اولاتماک ulatmak(uletmak-ulaltmak,uladmak, uladmak) =بزرگ کردن، بزرگنمایی کردن، اغراق کردن، به اوج فرستادن، به آسمان فرستادن، به بالا فرستادن، رشد و ترقی دادن، و...-
bir zady ulatmak(ulaltmak) بیر زادی اولاتماک=یک چیزی را بزرگ کردن(اولا کردن، اول و نخست و برتر کردن)، و...- ony ulat اُنی اولات=آن را بزرگ کن
Adulate-En- اَجل اِتædʒəˌlet، ædʒəˌlet اَدیول اِت= مدح گفتن، چاپلوس کردن، چاپلوسانه ستودن، مداحی کردن، چاپلوسی کردن
معانی دیگر: (چاپلوسانه) ستودن، مداهنه کردن، تملق گویی کردن، (بدون داوری صحیح) تحسین و تعریف کردن
Adulate-Turk-آد یول اِت، آد اُل اِت= بر مقام والای طریقت شعار نثار کردن(مدح گفتن)، بزرگنمایی یا مبالغه کردن، بر کسی بزرگی و نام و مقام ذکر کردن، مدح گفتن، چاپلوس کردن، چاپلوسانه ستودن، مداحی کردن، چاپلوسی کردن، و...
Adاَج(Age)،(اجه =ejeمادر بزرگ(پدری))=سن بالا، سالخوردگی، پیری، سن، عمر، و...-
Garry eje گارری اجه=مادر بزرگ پیر
Ad-آد= نام، آوازه، اعتبار، شهرت، اسم، عنوان، کنیه، لقب، مقام، سر بلندی، معروفیت، بزرگ، علیه، بلند، برجسته، عالیجناب، هویدا، علی، والا مقام، متعال، سربلند، و...- ad uly آد اولی=نامدار بزرگ، مقام بزرگ- ad almak آد آلماک=نام و مقام گرفتن
Ul یولyol=راه، جاده، سبیل، سلک، شاهراه، صراط، طریق، گذرگاه، مسلک، مسیر، معبر، ممر، منهاج، منهج، نهج، روال، روش، شعار، شیوه، طرز، طریقت(شرع، عرفان، تصوف، آیین، شریعت، کیش، مرام، مذهب، مسلک، نحله ، فرقه، طریقه متصوفه، سلوک،)، خیابان، خط، و...
Ulate- یولاتYolat، یول اِتyolet=فعل امر Yolatmek یولاتماک، yoletmek یول اِتمک=راهی کردن، روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن، اعزام کردن، صادر کردن، ذکر کردن، منتسب کردن، صادر کردن، نثار کردن، و...-
ol salam yoletdy(yolatdy,yolady)=او سلام فرستاد-
Ul اُل(اول) ül(Uly اولی(بر وزن او سوم شخص مفرد) )=بزرگ(رشید)، ارجمند (عزیز و گرامی)، بابا، خداوند، خواجه، رئیس، سر، سرپرست، سرور، شخیص، عالیقدر، کبیر، کلان، محتشم، معظم، مولا، مهتر ، خطیر، عظیم، مهیب، تنومند، جسیم، عظیم الجثه، کوه پیکر، گنده، عریض، فراخ، گسترده، گشاد، وسیع ، ارشد، و...- ulaldy اول آلدی=بزرگی گرفت، رشد کرد، بزرگ شد، به حد کمال رسید- sen ulal سِن اولال=تو بزرگ شو، تو رشد کن- ony ulaltاُنی اولالت=آن را بزرگ کن- uly adam اولی آدام = شخص بزرگ، شخص بالغ- ol ulalya اُل اولالیا=او(آن)رشد می کند(بزرگ می شود)-اولیاء=بزرگان، سرپرستان، و...(اُلد =oldپیر، سالخورده، بزرگتر، عاقل، باخرد، (عامیانه) عزیز، گرامی، دیرین، و...)
Ult اُلت( اُل اِت-ul et)=بالغ شده، بزرگ کرده شده، به حد ر شد رسیده، بزرگ و گرامی شده(بکن)، و...
Uly اولی= سزاوارتر، لایق تر، شایسته تر، برتر، مونث اول به معنی نخست، یکم) فرهنگ فارسی)
Ulate اولاتulat-اولِت ulet- ulalt-ulad= فعل امر اولاتماک ulatmak(uletmak-ulaltmak,uladmak, uladmak) =بزرگ کردن، بزرگنمایی کردن، اغراق کردن، به اوج فرستادن، به آسمان فرستادن، به بالا فرستادن، رشد و ترقی دادن، و...-
bir zady ulatmak(ulaltmak) بیر زادی اولاتماک=یک چیزی را بزرگ کردن(اولا کردن، اول و نخست و برتر کردن)، و...- ony ulat اُنی اولات=آن را بزرگ کن
نغمه های اندرون اولیا--- اولاًگوید که ای اجزای لا(مولوی)
بسیار کسان که جان شیرین- در پای تو ریزد اولاً من(سعدی)
Ate آت at(آد ad)- فعل امر آتماکatmak(آدماک(admak=انداختن، پس انداختن(زادن. زائیدن. تولید کردن : سه بچه پس انداخته است. سه تا کره پس انداخته است(دهخدا))، بدنیا آوردن، زادن، پرتاب کردن، به آسمان فرستادن، شلیک کردن، پرت کردن، فوران دادن، و...- ol at Çaga atipاُل آت چاغا آتیپ= آن اسب بچه پس انداخته(بدنیا آورده، زائیده)-
با کلمۀ اولاد ulad = فرزند، زادگان، زاده، فرزندان، نتیجه، نسب، ولد، مرتبط است
et -ate اِت (اِد ed) فعل امر اِدمکedmek(اِتمکetmek)=کردن، شدن، کرده شدن، انجام دادن، ادا کردن، مجامعت(زنا، جماع) کردن، و...
Adulator-En-اَجِلیتا- اَدیولیتر= ستایشگر، خوشامد گو
معانی دیگر: ستایشگر
Adulator-Turk-آدیولیتر=شخص ستایش کننده، فرد چاپلوسی کننده،و...
Adulat) Adulate)= ستایش کردن، پرستش کردن، چاپلوسی کردن، تملق گویی کردن،و...
Or اَرar= چیز، شخص، فرد، فاعل، کننده، شوهر، مرد، جوانمرد، و...
ædjuˈleɪʃn̩ -Adulation-En اَدیولیشِن- ædʒəˈleɪʃn̩ اَجلیشِن= پرستش، چاپلوسی
معانی دیگر: ستایش
Adulation-Turk-ادیولیشِن=عمل و کار پرستش و چاپلوسی کردن، پرستش، چاپلوسی، و...
Adulat) Adulate)= ستایش کردن، پرستش کردن، چاپلوسی کردن، تملق گویی کردن،و...
Ion ایشن işen =عمل شده، کارشده، و... ایش iş =کار، عمل، شغل، و...