چند کلمۀ دیگر از زبان انگلیسی با پیشوند Am را انتخاب کردم که ارتباط آنها را با فارسی، ترکی مورد بررسی قرار می دهیم

amok-En- اِمُک əˈmɒk - əˈmək آماک= شخص عصبانی و دیوانه، دیوانگی، مجنون، در حال جنون

معانی دیگر: (اندونزی و فیلیپین) هیجان و انقلاب روحی شدید، ادمکشی کردن، لذت بردن از ادم کشی

amok-Turk-اِمُک-آماک، اِمِک= شخص عصبانی و دیوانه، دیوانگی، مجنون، در حال جنون

Ahmoq ahmok-amok ، - axmaq، =احمق، ابله، الاغ، بی شعور، بیهوش، خر، دنگل، دیوانه وش، رعنا، زودباور، ساده لوح، کم خرد، کم عقل، کندفهم، کودن، گاوریش، گول، نادان، ناقص عقل، نفهم،

Amok əˈmək - əmək ، emek-اِماک=شیرخواره، کودکانه، بچگانه، احمقانه، سبک مغز، کم هوش، نادان، ابله، احمق، بی مخ، بی حس، احمقانه، عاری از احساسات، طفل شیرخوار، الت مکنده، اب نبات مکیدنی، مکنده، حیوان یا عضو یا الت مکنده، زالو ( خون اشام، بی رحم، تشنه به خون، خون خوار، خون خواره، خون ریز، سخت دل، سفاک، آدم کش، انگل، خفاش ، و...)، خواره، کِشنده، جذب کننده، خورنده، آشامنده، و...- çaga süýd amak(emek) =بچۀ شیرخواره-

,əm em، اِم، اَم=فعل امر اممک emmek،əmmək=مکیدن، مک زدن، چیزی را میان دو لب گذاشتن و آنچه را در آن است به داخل دهان کشیدن، مکش(عصبی؛ قُد؛ یک دنده(واژه نامۀ بختیاریکا))، عمل مکیدن، جذب به وسیله مکیدن ، و...

Amour-En- اِموəˈmʊə- əˈmʊər آم اور(وُر)= عشق

معانی دیگر: رابطه ی عشقی (به ویژه سری و نامشروع)، محبت

Amour-Turk-آم اور(وُر)=ارتباط جنسی با زن، رابطه ی عشقی (به ویژه سری و نامشروع)، ارتباط عشقی، عشق، و...

Am آم Amcık)آمجیک) =1- آلت تناسلی زنانه، آلت جفت گیری جنس ماده، کس، جنس مؤنث، زن، محل زایش و باروری، و....2-آم Am- آمیزش، آمیغ، مباشرت، مجامعت، مقاربت، نزدیکی، هم آغوشی، ( آغوش ، در بغل ، در پناه، در امان، در میان، و...)، الفت، امتزاج، انس، تردد، مجالست، مخالطت، مراوده، معاشرت، اختلاط، تلفیق، خلط، و...

Or اورur(our)= فعل امر اورماکurmak=زدن، کتک زدن، شلیک کردن، ضربه زدن، کوبیدن، برخورد کردن، تماس گرفتن، ارتباط گرفتن، رسیدن به، لمس کردن، دست زدن به، پرماسیدن، نوازش کردن، لمس کردن، و...

Amorist-En- اَم اَریستˈæmərəst- ˈæmərəst اِم اَریست= عاشق پیشه، عاشق، زن باز

معانی دیگر: عشقی، حشری

Amorist-Turk- آم اَرایستٍ=مرد عاشق(دوستار، متمایل،و...) زن (آلت زن)، عاشق پیشه، عاشق، زن باز، و...

Am آم Amcık)آمجیک) =1- آلت تناسلی زنانه، آلت جفت گیری جنس ماده، کس، جنس مؤنث، زن، محل زایش و باروری، و....2-آم Am- آمیزش، آمیغ، مباشرت، مجامعت، مقاربت، نزدیکی، هم آغوشی، ( آغوش ، در بغل ، در پناه، در امان، در میان، و...)، الفت، امتزاج، انس، تردد، مجالست، مخالطت، مراوده، معاشرت، اختلاط، تلفیق، خلط، و...

Or اورur=فعل امر اورماکurmak=زدن، کتک زدن، شلیک کردن، ضربه زدن، کوبیدن، برخورد کردن، تماس گرفتن، رسیدن به، لمس کردن، دست زدن به، پرماسیدن، نوازش کردن، لمس کردن، و...

Or اَرar=چیز، فرد، شخص، مرد، جوانمرد، شوهر، و...

Ist ایستَ iste=خواهان، عاشق، دوستار، تمایل، فعل امر ایستِمکistemek= خواستن، دوست داشتن، عاشق بودن، و...

Amorous-En آم اوراِس-æmərəs- اِم رِس= عاشق، شیفته

معانی دیگر: عاشق پیشه، عشق دوست، حشری، عاشقانه

Amorous-Turk-آم اورُس=عشق زیاد، شیفته،

Amor یا Amour= عشق، رابطۀ عشقی(به توضیحات Amorist، Amour رجوع شود)

Ous اوس=بالا، زیاد، شدید، و...

توضیح در مورد کلمۀ آغوش:

آغوش یک کلمۀ ترکی است که از ترکیب اُغوشا oquşaفعل امر اُغوشاماکoquşamak= بوسیدن-غوشا فعل امر غوشاماک quşamak، گوشاماک guşamak =دور کمر را بستن، محصور کردن، دور چیزی را دایره وار بستن، محاصره کردن، و...

Âlemqoşar، Gökkuşağı =رنگین کمان-، quşak، guşak ، qurşaغوشاک=کمربند- Aq quş آق قوش= پرندۀ سفید، قو، (اسم ترکی)- ony oguşayar اُنی اُغوشایار =او را می بوسد- kemerny o guşayar کمرنی اُ غوشایار=کمرش را او می بندد- Belini guşak bilen guşayar=کمرش را با کمربند می بندد- qoşasinda yaşayar غوشاسیندا یاشایار=در کنارش(در بغلش، در همسایگی اش) زندگی می کند-