کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Amateurism،Amateurish،Amateur
باز هم مطالب گذشته را ادامه داده ارتباط چند کلمه از زبان انگلیسی با پیشوند Am را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Amateur-En- اَماتا ˈæməˌtɜr،اِماتِر، اِم اِدر = غیرحرفه ای
معانی دیگر: (بیشتر در ورزش و هنر) غیر حرفه ای، ناپیشه کار، دوستار، آماتور، وابسته به دوستاران، منحصر به دوستاران، ناشی، تازه کار، بی تجربه، خامدست، ناشیانه، دوستدار هنر
Amateur-Turk- اِماتر، آماتر=دوستار هنر و حرفه، کاری را به خاطر جذابیتش انجام دادن، غیرحرفه ای، آماتور، و...
Am اِمem=سخن مبهم و رمز آلود، ایما، استعاره، اشاره، تعریض، رمز، کنایه، عمل، کار، پیشه، حرفه، صنعت، هنر، علاج، تدبیر، راه حل، مکش، جذب(انجذاب، جاذبه، ربایش، کشش، گیرایی، جاذبه، )، جذابیت، و...
At آت فعل امر آتماک atmak=انداختن، افکندن، رها کردن، از قلم انداختن، منتسب کردن(منتسب: متصل، مرتبط، منسوب، وابسته ، نسبت داده شده، قوم و خویش، آشنا، دوست، دوستدار، دوستار، و...)، به فعالیت پرداختن، شروع کردن، بکار بردن، گذاشتن، ارائه دادن، پرت کردن، یورش بردن، حمله کردن، جنگیدن، ستیزه کردن، دعوا کردن، پرتاب کردن، پرواز دادن، پراندن، شلیک کردن، پرت کردن، افشاندن، پخش کردن، به هوا فرستادن، دور انداختن، به زمین انداختن، خوردن، و...-
At اِت-et- فعل امر اِتمکetmek= =کردن، شدن، اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، ادا کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن، و...-
Ateur-آتار- atar-atır- -atyar atyor -= می اندازد، رها می کند، منتسب می کند، و...
ok atar =تیر اندازی خواهد کرد- ok ata=تیر اندازی کن- ok atyar- ok atıyor- ok atyor= تیراندازی می کند-
Ateur اِتِر- eter=میکند، انجام می دهد، و...
iş eter(eder) ایش اِتِر(اِدِر)=کار خواهد کرد، کار انجام خواهد داد- iş etyor=کار می کند
Amat اِمد، اِم اِت=عمد، به خواستۀ خود، به دلخواه خود، به تصمیم خود، از روی قصد، به میل خود، و....
آماتور= کسی که کاری را صرفاً از روی علاقه و میل و نه برای کسب درآمد انجام دهد
Amateurish-En-- آم آتارِشˈæmətərɪʃ- ˈæmət͡ʃərɪʃ اِم اِترِش= اماتوروار، ناشی
معانی دیگر: ناشیانه، خام دستانه، ناوارد
Amateurish-Turk آم آتاراِش، اِم اِترِش=رفتار و عمل و کار و اثر غیر حرفه ای، اماتوروار، ناشی، ناشیانه، و...
Amateur = غیر حرفه ای، ناپیشه کار، دوستار، آماتور، وابسته به دوستاران، منحصر به دوستاران، ناشی، تازه کار، بی تجربه، خامدست، ناشیانه، دوستدار هنر، و...(به معنی Amateur رجوع شود)
Ish ایش iş=کار، پیشه، حرفه، شغل، کسب، مشغله، نقش، وظیفه، منصب، عمل، فعل، کردار، امر، ماجرا، ساخت، صناعت، تقدیر، سرنوشت، مرگ، اتفاق، پیشامد، حادثه، ماوقع، مسئله، موضوع، اثر، هنر جنگ، کارزار، کشت وکار، کاسبی، و...-
کار: (لغت نامۀ دهخدا) آنچه از شخص یا چیزی صادر گردد و آنچه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل وکردار. ( ناظم الاطباء ). آنچه کرده و بجا آورده شود که الفاظ دیگرش عمل و فعل و شغل است. ( فرهنگ نظام )، امر، شأن، لیاقت، اقدام، رفتار، رفتار و کردار،و...
توضیح در مورد پسوند وار یا بار= هست، وجود دارد، پاس، دفعه، مرتبه، مرحله، مره، نوبت، وعده، وهله، بر، ثمر، ثمره، حاصل، محصول، میوه، بنه، توشه، حمل، محمول، محموله، شرفیابی، رستوران، کاباره، مشروب فروشی، میخانه، ثقل، گرانی، وزن، اجازه، رخصت، کود، جنین، رنج، مشقت، و... بارفعل امر بارماک =رفتن، به خدمت رسیدن، شرفیاب شدن، و... -امثال : Aýaly bar، Aýaly var آیالی بار(وار)=(او) همسر دارد(عیالوار است)- ol yerde dewana var(bar) اُل یرده دِوانا وار(بار)=در آنجا دیوانه هست (وجود دارد)- bu bar(var) sen ol yere git بو بار(وار) سِن گیت=این بار(دفعه، مرتبه) تو برو-اُل بو هپده ( هفته) بار(وار) ol bu hepde(həftə,həfte) bar(var) = او این هفته وجود دارد(هست)- ol zad her hepde (həftə ,həfte ) bar(var) ، o şey hər həftə var اُ شئ هر هفته وار=آن چیز هر هفته وحود دارد- ady bar، adı var آدی وار(بار)= نامدار، نام دارد- uşağı var، çagasy bar= بچه دارد- bary bar باری بار= همه چیز دارد، به طور کامل-مالی بار(وار) maly bar (var)=پولدار، مالدار، مال ومنال دارد- ol yere baryver= به آنجا بروید(تشریف بیاورید)، به آنحه شرفیاب شوید- ol yere baryver mende bararin اُل یره باریوِر منده بارارین=به آنجا تشریف بیاورید من هم خواهم آمد-
Baryver باری وِر= باریابی، پابوسی، شرفیابی، فریابی، ارج یابی ، پذیرایی عمومی، شرفیابی همگانی، و...فعل امر باری وِرمک Baryvermek=آزادانه به جایی رفتن، به خدمت بزرگی رسیدن ، شرفیاب شدن، تشریف فرمایی کردن، تشریف آوردن، نزول اجلال فرمودن، تشریف فرما شدن، آمدن، و..
وار:لغت نامۀ دهخدا: 1 - نشانة دارندگی ، عیالوار. ۲ - به معنی نظیر و مانند: دیوانه وار. ۳ - دفعه ، مرتبه . ۴ - به معنی بار، حمل : خروار،شتروار. ۵ - دال بر لیاقت : شاهوار، گوشوار. ۶ - آنچه مدت معین ظاهر شود: هفته وار (مجله هفتگی )
Amateurism-En- آماتار ایزیمæmətərˌɪzəm- æmət͡ʃəˌrɪzəm اِم اِترایزیم= دوستاری
معانی دیگر: غیر حرفه ای، ناپیشه کاری، اشتغال هنر بخاطر ذوق نه برای امرار معاش
Amateurism-Turk-آماتور ایزیم=دنباله رو و پیگیر کار غیر حرفه ای، دوستاری، غیر حرفه ای، ناپیشه کاری، اشتغال هنر بخاطر ذوق نه برای امرار معاش، و...
Amateur = غیر حرفه ای، ناپیشه کار، دوستار، آماتور، وابسته به دوستاران، منحصر به دوستاران، ناشی، تازه کار، بی تجربه، خامدست، ناشیانه، دوستدار هنر، و...(به معنی Amateur رجوع شود)
Ism ایزیمizim=اثرگذاری، تاثیر گذاری، دنباله روی، گرایش، پیگیری، و...- ایزIz=پی، عقب، اثر، ردپا، نشانه، دنباله، تاثیر، و...