باز چون گذشته بررسی کلمات انگلیسی با پیشوند Am را ادامه می دهیم چند کلمه را انتخاب کردم اکنون باهم آنها را مورد بررسی قرار می دهیم

Amen-En- آمِنɑːˈmen- eˈmen ایمِن= انشاءالله، چنین باد، سوگند ملایمی

معانی دیگر: (معمولا در پایان نیایش) آمین، انشاالله، رجوع شود به: amon، امین، خداکند

Amen-Turk-ایمِن، اِمِن، آم این=قابل قبول من، برای همه خدا نازل کند، آمین، انشاءالله، چنین باد، سوگند ملایمی، و...

A ای E, İyi،=خوب، نیک، خوش ، خیر، صلاح ، صحیح، مطمئن، امن، آرام، آرامش، امان، امنیت، ایمن، راحت، مطمئن، درپناه، به زینهار، بی بیم، بی بیم ، بی خطر، محفوظ، محفوظ از خطر، ایمن، بسیار راحت، خوش، تندرست، تمام و کمال، بدون اشکال، سالم، قابل قبول، قابل پذیرش، پذیرفتنی، مقبول، مناسب، پسندیده، پذیرا، خوشایند، نغز، پسندیده، مطلوب ، زیبا، قشنگ، خوشکل، جمیل ، عالی، زیبنده، زیاد، خیلی، عجب، شگفت، شریف، پاک، قابل اعتماد، شایسته، خوشایند، شفایافته، بهبودیافته، درمان شده، و....- iyisinای سن=تو خوبی- İyiyim=من خوبم

Men من=1- خود، خویشتن، خویش، ضمیر، نفس، ضمیر اول شخص مفرد2- آنچه خداوند ببخشد و بدهد3- آنچه کسی به دیگری ببخشد-

Amآم= عام، مردم، همگان، همه، عمومی، کلی، همگانی، عامی، عمیم، فراگیر، و..

En اِن -inاین =داخل، درون، ورود، فرود، رسیده، شدنی، رسیدنی، امکان پذیر ، مقدور، ممکن، میسور، میسر، آسان، ساده، سهل، تمایل، متمایل، کُرنش، خم، و... نزول کن، نازل شو، فرود آی، فعل امر اینمکinmek، اِنمکenmək=فرستاده شدن، رسیدن، انجام شدن، از آسمان نازل شدن، نازل شدن(از جانب خدا وحی برپیغمبر فرستاده شدن. ( ناظم الاطباء)، کی به وی کتاب و شریعت نازل شده است. ( سندبادنامه ص 7) )، پایین آمدن، سرازیر شدن، جاری شدن، روان شدن، فرود آمدن، داخل شدن، فرو رفتن، سقوط کردن، افتادن، فرو فرستاده شدن، رسیدن، و...- asmandan indyآسماندان ایندی=از آسمان فرود آمد(سقوط کرد، نازل شد)- Asmandan Hudaý inderdyآسماندان هودای ایندردی=از آسمان خدا نازل کرد-ol elime indy اُل الیمه ایندی= آن بدستم رسید-ol Öýe indy اُل اُویه ایندی=او داخل خانه شد-başy bir tarapa indy باشی بیر تاراپا ایندی = سرش به یک طرف خم (متمایل )شد-

توضیح در مورد کلمۀ انشاالله: اینیش iniş -اِنش eniş=عمل نازل شدن، کار پایین آمدن، فرود آمدن، داخل آمدن، وارد شدن، رسیدن، و...- ایش =کار، عمل، انجام، شغل، فعل، کنش، و...-ایشلِمک işlemek =کار کردن، انجام دادن، به کارافتادن، و... inişAllah=خدا نازل کند، خدا میسر کند، انشاالله، اِن ْ: تازی که کلمه شرط است. ( آنندراج )- – işe ایشه=اگر، چه، چنانچه، ایا، هر گاه، خواه، هر وقت،. بشرطی که، و...- işe gelseایشه گِلسه=اگر بکار بیاید، بشرطی که سر کار بیاید- ایشااللهişeallah=اگر خدا کند، اگر خدا بخواهد، اگر خدا کارسازی کند

Amen اِمن=امن، آمان، امنیت، ایمن، راحت، مطمئن، درپناه، به زینهار، بی بیم، بی بیم | بی بیم، بی ترس، آرامش

men sag aman yaşayarin من ساگ آمان یاشایارین= من سالم و راحت زندگی می کنم- men emniyetde yaşayarin من امنیتدا یاشایارین= من در امنیت زندگی می کنم- sag aman gel ساق آمان گِل= با خیال راحت بیا، بی ترس و راحت بیا-

Amen ایمن=راحت و آسوده، در امان، آرام و راحت، و... کلمه ایست موضوع برای سوگندو همیشه به کلمه ﷲ اضافه میشود و ایمن ﷲ گویند، یقول : ایمن ﷲ لافعلن کذا؛ یعنی سوگند بخدا این کار را خواهم کرد. ( ناظم الاطباء)

فرهنگ فارسی:1 - در امن در امان محفوظ مصون . ۲ - سالم در سلامت . ۳ - رستگار .

با وصال تو بودمی ایمن --- در فراقم بماند چون بر خفج(آغاجی)
از این پس تو ایمن بخسب از بدی--- که پاداش پیش آیدت ایزدی(فردوسی)
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم--- همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم(حافظ)
ایمن ننشیند ز بیم رفتن --- تا بر سفرش خشک و تر نباشد(ناصرخسرو)

توضیح در مورد کلمۀ هودا Huda=خدا، خداست- هو : در نزد عرفا منظور خداوند است(فرهنگ معین)- پسوند دا حرف تایید یعنی هست، است، و..- من دا=من هستم- اُل دا=او است- اُل پولاد دا=او پولاد است- در ترکی هات hat =خط- هاتار hatar = خطر- و...

Amenable-En-اِمین اِبُلəˈmiːnəbl̩- əˈmenəbl̩ اِمِنِ بُل= تابع، متمایل، رام، رام شدنی، قابل جوابگویی

معانی دیگر: مسئول، جوابگو، پاسخگو، موظف، رهنمودپذیر، هدایت شدنی، پذیرا، آزمون پذیر، قابل بررسی، تحت نفوذ، اتهام پذیر

Amenable-Turk-امن بُل= متمایل بودن، تابع، متمایل، رام، رام شدنی، قابل جوابگویی، و....

Amen=راحت، آرام، رام، آمخته، اهل، تابع، دست آموز، فرمانبردار، مانوس، مطیع، منقاد، نرم شانه، و...-به معنی Amen رجوع شود

Able=کردن، شدن، بودن، توانا بودن، شایسته بودن، مطیع، مناسب بودن، و.(به معنی Able رجوع شود)

Ble بُل bol=زیاد، فراوان، تندو تیز، سریع، باش، بشو، شو، و...فعل امر بُلماکbolmak(bolmoq، olmaq)=بودن، شدن(گشتن، رفتن، روان شدن، عازم شدن، و...)، خاتمه یافتن، بدنیا آمدن، به پایان رسادن، ماندن، اقامت گزیدن، ماندگار شدن، مقیم شدن، توقف کردن، درنگ کردن، درجا زدن ، گذران کردن، و...

Amenity-En-امین اِتیəˈmiːnəti، əˈmenəti اِمن اِتی= ملایمت، نرمی

معانی دیگر: وسیله ی پذیرایی، (جمع) تسهیلات، (چیز) خوشایند، وسیله ی رفاه، خوشایندی، سازگاری، مطبوعیت

Amenity-Turk-امن اِتی=اوقات فراغت را فراهم کردن، ملایمت، نرمی، و...

Amen=آرام، آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغ بال، فراغت، صلح، آشتی، سازش، اصلاح ، تصحیح صلحجویی، مسالمت، ملایمت، نرمی، ارفاق، اعتدال، بردباری، رفق، سازگاری، شکیبایی، صلح جویی، لطف، مدارا، مهربانی، نرمی، نعومت، تسکین، سکون، قرار، امان، امنیت، ایمنی، سکینه، طمانینه،و... (به معنی Amen رجوع شود)

It اِت et یا اِدed= فعل امراتمک، اِدمک،=edmek,etmek کردن، انجام دادن، فراهم کردن، و...

Ity اِتی ety= کردنی، فراهم کردنی، تدارک و تهیه کردنی، و...

Amender-En-اماندا، امِن اِدِر= اصلاح کننده

Amender-Turk-امن اِدر=اصلاح کننده، و...

Amen=آشتی، سازش، صلح، تصحیح، اصلاح، و...

Der اِ دِر eder=می کند، انجام می دهد، کننده، و...

er اَر=شخص، فرد، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...