کلمه ای از زبان انگلیسی انتخاب کردم که کلمات بسیاری با آن ساخته شده اکنون با هم ارتباط آن را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم

Black-Enبلاک- blæk- = سیاهی، دوده، لباس عزا، زشت، تاریک، سیاه، مشکی، سیاه رنگ، تیره، چرک و کثیف، تهدید امیز، سیاه شدن، سیاه کردن

معانی دیگر: دیزه، (گاهی با b بزرگ) سیاهپوست، آدم سیاه، بی نور، ظلمانی، شبدیز، (در مورد قهوه) بدون شیر یا خامه، بد، خبیث، مضر، زیانبخش، شرم آور، غم آور، حزن انگیز، وحشت بار، (به طور کنایه دار یا دردآور) فکاهی، خفیه، پنهان، نهان، واکس زدن، سیاه مالی کردن، دوده زدن، کثیف، چرکین، لباس سیاه، جامه ی عزا، سیاه شده، عبوسانه، سیاه رنگی

Black-Turk-بلاک= سیاهی، دوده، لباس عزا، زشت، تاریک، سیاه، مشکی، سیاه رنگ، تیره، چرک و کثیف، تهدید امیز، سیاه شدن، سیاه کردن

Bla بلا=آمیخته، قاطی، مشوب(آشفته،بی سامان، بی نظم، پراکنده، درهم، درهم برهم، ژولیده، متفرق، متلاطم، مختل، مغشوش، نابسامان، ناجور، نامرتب، نامنظم، آتشی، پریشان، پریشان حال، پریشان خاطر، خشمگین، رنجیده، سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران، و...)، آلوده، چسبناک، چرب، کثیف، سیاه، الوده، چرک، لکه دار، اغشته، زشت، تاریک، سیاه، مشکی، سیاه رنگ، تیره، چرک و کثیف، پلید، جنب، چرکین، چرک آلود، چرک، کثیف، ملوث، ناپاک، ناشسته، نجس و...- فعل امر بلاماک= آغشتن، آمیختن، آلودن، کثیف کردن، سیاه کردن، مالیدن، و...

Diwara reň blamak دیوارا رنگ بلاماک= دیوار را رنگ مالی کردن، دیوار را رنگ آغشتن

başim belandy، başim blandy باشیم بلاندی= سرم گیج رفت، سرم قاطی(مشوش) شد،

suw blandy سو بلاندی= آب آلوده و کثیف شد-

blançak suw بلانچاک سو= آب آلوده، آب کثیف، آب آغشته

بلا bla= آزار، آسیب، آشوب، آفت، بلیه، رزیه، رنج، غم، اندوه، حزن، سختی، فاجعه، فتنه، گزند، محنت، مشقت، مصیبت، آزمایش، آزمون، امتحان، زرنگ، ناقلا ، حیله گر، محیل | بدون، بی، علامت منفی وپیشاوندکه بیشتربرسراسم می آید مثل: بلا استفاده،

Onun başına bəla gəldi، Başına bela geldi باشینا بلا گِلدی= بر سرش بلا آمد

اندر بلای سخت پدید آید--- فضل و بزرگواری و سالاری(رودکی)
هر بلائی که هست عاشق راست --- من ندانم که عاشقی چه بلاست(فرخی)
نابسته دری ز محنت من --- صد در ز بلا و رنج بگشاد(مسعود سعد)
رهاند خرد مرد را از بلا--- مبادا کسی در بلا مبتلا(فردوسی)

Ack آک Ak= آق، بیاض، سپید، سیمگون، شیری رنگ، نقره فام، نقره گون ، سفیدپوست، بی رنگ، پاک، چیز سفید رنگ مثل شیر و خامه، و...

Black بلاک blak= سفید کثیف، سفید آلوده، بدون سفیدی، بدون شیر یا خامه ، و...