کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:goal،Going،Goer،Go
ɡəʊ-Go-Enگُاو=ɡoʊ گاو-
معنی: سیر، راهی شدن، تمام شدن، در صدد بودن، روانه ساختن، گشتن، رهسپار شدن، رواج داشتن، بران بودن، کار کردن، راه رفتن، شدن، روی دادن، رفتن، گذشتن، سیر کردن، پا زدن، برو
معانی دیگر: مخفف : سفارشات معمولی، دستورات معمولی، عزیمت کردن، عازم شدن، این واژه کاربردها و معنی های متعددی دارد که بهترین راه نشان دادن آنها کاربرد آنها در جمله های زیر است:، (نوعی بازی ژاپنی با سنگ های سیاه و سفید بر روی صفحه ای مخطط) بازی گو، عبور کردن، نابود شدن
-Go-Turkکاو ،گاو=برو، راهی شو، بران، رهسپار شو، راهی شو، روانه کن، و....
کاو=کاو فعل امر کاوماک=رفتن، رهسپار شدن(کردن)، دویدن، راهی شدن(کردن)، دور کردن، روانه کردن، راندن، دنبال کردن، و...
تبدیل حرف گ به ک و بر عکس در زبان ترکی متداول است
چملات متداول:
اُنگ ایزیندان کاو= به دنبال او بدو(برو، راه برو)
سیغیری کاو =گاو را بران، گاو را راهی کن، گاو را به چرا ببر
بو بولدان کاو= از این راه بدو برو، از این راه ببر
اُل اُنی بو یردِن کاودی=او او را (آنرا) از اینچا دور کرد(راند، روانه کرد)
اُنی کاوالا=به دنبال او بدو، او را دنبال کن
کاو کاو گیت=بدو بدو برو
بو یولدان کاودا گیت= از این راه بدو برو
گاو (گاوش فعل امر گاوشماک=رسیدن، رساندن، حمل کردن، تحویل دادن، تسلیم کردن، هدایت کردن، ابلاغ کردن،و...
مِنگ آیدیانمی گاوشیر= دستورات(سفارشات) من را ابلاغ کن(برسان، تحویل بده، و...
ɡəʊə -Goer-En گُوا= قدم، دوستدار، رونده، کسی که می رود، عازم ɡoʊə گاوا-
Goer-Turkکاور، گاوا=کسی که می رود، رونده، عازم، و...
گاوا، کاوا =برو، راهی شو، بران، رهسپار شو، راهی شو، روانه کن، و....
رچوع شودGoبه معنی -
اَر= کننده، فاعل، شوهر، مرد، چوانمرد، و...er
چملات متداول:
اُلانگ ایزیندان کاوا=به دنبال آنها بدو(راهی شو، عازم شو)
اُل کاوا کاوا گیتدی=او بدو بدو رفت، او دوان دوان عازم شد
-Going -Enگِوینگ ˈɡəʊɪŋگُوینگ ˈɡoʊɪŋ = جریان، رفتن، عزیمت، گام، وضع زمین، وضع جاده، زمین جاده، پهنای پله، مشی زندگی، رایج، جاری، سایر، موجود ،رو، وضعیت، شرایط (راه رفتن و پیشرفت کردن)، موفق، با رونق، معمول، متعارف، پیشرفت، مسیر، معماری پهنای پله، عازم
Going – Turk-کاوینگ، گوینگ=بروید، گام بردارید، و...
کاو=کاو فعل امر کاوماک=رفتن، رهسپار شدن(کردن)، دویدن، راهی شدن(کردن)، دور کردن، روانه کردن، راندن، دنبال کردن، و...
ایزیندان کاوینگ=به دنبالش بروید(بدوید، عازم شوید)
اُنگ ایزیندان بو یولدان کاوینگ=به دنبال او از این چاده بروید
کِو فعل امر کِومک=حفر کردن، کندن، گود کردن، فروکندن، سوراخ کردن، و...
بو یولی کِوینگ=این چاده را بکنید(حفر کنید)
بو داغی کِوینگ اِوا گیدینگ=این کوه را حفر کنید(سوراخ کنید) و به پیش(جلو)بروید
گوینگ (قوینگ)= بگذارید، وضع کنید، چیزی را زمین گذاشتن، چیزی را وضع کردن ، چیزی را به جریان انداختن
اِلینگ داکینی یره گوینگ(قوینگ)=آنچه در دست داری زمین بگذارید
Goal-En=هدف، منظور، مقصود، مقصد، دروازه، دروازه بان، گل زدن، هدفی در پیش داشتن- گُلɡoʊl ɡəʊl گاول-
آرمان، (فوتبال) دروازه، گل، (در مسابقات) امتیاز، پوان، در فوتبال دروازه:معانی دیگر
-Goal-Turkگُل،گول=خنده، باز شدن، شکوفا شدن،بدو بگیر، و...
گُل(گول) فعل امر گُلمک(گولمک)=خندیدن، شکفته شدن، بازشدن چون غنچه و شکوفه، خندیدن گل. خندان شدن گل. واشدن، گشادن،
،حالتی که در انسان از نشاط و سرور پیدا شود و در آن حالت لبها و گاه دهان گشاده گردد و غالباً این حالت با آوازی مخصوص همراه است. ضحک. ضد گریه. رک : خندیدن. ( حاشیه برهان قاطع معین ).
جملات متئاول:
گُل وُرماک=گل زدن
گُلِر یوزلی=چهره خندان
Goalکاوال=بدو بگیر، برو بگیر(حالتی که مدافع یا دروازبان بدنبال گرفتن توپ از حریف می دود (می رود)
Goal گُل(گول)=خندیدن و هلهله وشادی کردن بعد از مهار توپ یا شادی بعد از زدن گل به حریف
کاو ،گاو=برو، راهی شو، بران، رهسپار شو، راهی شو، روانه کن، بدو و....-Go-Turk
کاو=کاو فعل امر کاوماک=رفتن، رهسپار شدن(کردن)، دویدن، راهی شدن(کردن)، دور کردن، روانه کردن، راندن، رجوع شود)Goمعنی (به
آلal=بگیر، و... فعل امر آلماک=گرفتن، بدست آوردن. دریافت کردن. قبض کردن.اخذ کردن. ستاندن. حبس کردن. تسخیر کردن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || اتخاذ کردن. قبول کردن. پذیرفتن. اختیار کردن. بدست آوردن، و....