• ɡɒbl̩-Gobble-Enگابُɡɑːbl̩-ˈگُببلل=تند خوردن، حریصانه خوردن، و...ˈ

تند خوردن، حریصانه خوردن، قورت دادن، صدای بوقلمون در اوردن، مانند بوقلمون صدا کردن، قات قات کردن، با حرص و ولع خوردن، لپ لپ خوردن، بلعیدن، لف لف خوردن، لمباندن، هلپ هلپ خوردن، بنکشیدن، قاپیدن، در ربودن

Gobble-Turkگُبببُل-گاب بُل= تند خوردن، حریصانه خوردن، تند و تیز خوردن، و...-

گاب، قاب=فعل امر گابماک ،قابماک=قاپیدن، به چنگ آوردن، چنگ زدن، ربودن، قاپ زدن، گرفتن چنانکه سگ پای درویش را، چنانکه لقمه و دیگر چیز را از دست کسی، گاز زدن و خوردن، و...

Gob-Enگاب، گُب=یک دهن غذا، تکه، مقدار بزرگ و زیاد، کلوخه، تخته کف، و...-

-Gob-Turkگاب=یک دهن غذا خوردن، گاز زدن، یک لقمه بزرگ دهان پر کن خوردن، و....

گاب، قاب=فعل امر گابماک ،قابماک=قاپیدن، به چنگ آوردن، چنگ زدن، ربودن، قاپ زدن، گرفتن چنانکه سگ پای درویش را، چنانکه لقمه و دیگر چیز را از دست کسی، گاز زدن و خوردن، و

جملات متداول:

اُ آلمانی گابدی(قابدی)=او سیب را گاز زد، او سیب را قاپید

گوجیک اُنگ آیاقنی گابدی=سگ پای او را گاز گرفت

اُل چورگی گاپیب ایدی=او نان را گاز زد و خورد

اُل چورِگی گُپ گابدیدا ایدی =او نان را زیادی گاز زد و خورد

اُل گابداکی (قابدُکی)ایمدِن کُب ایدی=او از خوراکی داخل ظرف زیاد خورد

اُل ایمی گابی(قابی) بیلن ایدی=او خوراکی (غذا) را با ظرفش خورد(کنایه از چیزی را با حرص و ولع خوردن)

ble بُل=زیاد، وفور، تند و تیز، و... فعل امر بُلماک=شدن، انجام گرفتن، کار یا امری زیاد انجام شدن، به اتمام رساندن

بُل زاد بُلدی=چیز زیادی انجام شد

بو ایشی باسیم بُل= این کار را تند وتیز (زود، به سرعت) انجام بده(تمام کن)

سِن ایده گاب بُل= تو بخور تا خفه شی، تو بخور وخفه شو، تو بخور حرف نزن

گبلِمه گاب بُل دا ای=حرف نزن خفه شو بخور، حرف نزن ظرف (غذا)را تمام کن بخور