Gut-Enگات=ˈɡət-ɡʌtگَت-

شکم، طاقت، نیرو، تنگه، روده، زه، جرات، دل و روده، شکنبه، احشاء، شکمگندگی، بنیه، حریصانه خوردن، روده در وردن ازا

معانی دیگر: (کالبد شناسی) احشا، اندرونه، (عامیانه - جمع) دل و جرات، پایداری، زور، آتش گرفتن درون ساختمان (به طوری که فقط نمای خارجی آن سالم بماند)، مبرم، اساسی، ساده، آسان، دل و روده را در آوردن، زه (که از روده ی حیوان می سازند)، (جراحی)نخ بخیه، کاتگوت، پیله ی ابریشم، ریسمان محکم ابریشمی، تنگ رود، تنگ آبراه، باریک آب، (عامیانه - جمع) اصلی، درونی، ژرف، در جمع دل و روده، پر خوری، غارت کردن

Gut-Turk-گوت، گات=

گوت:1-کون:ته،ژرفا، ژرف، درون، دبر، سرین، ماتحت، مخرج، مقعد، راست روده، معا مستقیم، نشستنگاه، روده بزرگ،سوراخ، چاک، شکاف، حفره ، چاک، شکم، خورد و خوراک، -2-دل، جرات، توانایی، قدرت، و...

مقعد یا آنوس بخش انتهایی دستگاه گوارش است. مقعد سوراخی در انتهای بدن همه موجودات زنده است که وظیفه دفع مواد زائد از بدن را بر عهده دارد. مقعد دارای دو عضله به نام های اسفنکتر داخلی و اسفنکتر خارجی است. عضله داخلی صاف و غیر ارادی است و عضله خارجی مخطط و ارادی است تا به فرد اجازه کنترل دفع را بدهد.

گوت- گوترمک=بلند کردن، غارت کردن، و...

گات -گاتیماک=سفت و محکم شدن

اُل گوتینیگ پکرینده= او به فکر کونشه، او به فکر شکمشه، او به فکر خورد و خوراکشه

بار زادینی اُنگ گوتینه تیغدی=هر چه داشت تو شکم او ریخت، هر داشت خرج او کرد

همه زادینی اُوز گوتینه تیغدی=هر چه داشت تو شکم(کون)خودش ریخت(پر کرد)، هرچه داشت خورد(حریصانه خوردن)

گوت اُلاکان=کون بزرگ، شکم گنده

گوتی چیقدی= کونش در آمد، روده و احشا اش در آمد، دل و روده اش در آمد

گوتی بار بُلسا اُل ایشی اِدسین=اگر گونشو داشته باشد آن کار را بکند، اگر دل و جراتش را داشته باشد آن کار را بکند

قویینگ گوتینه قاچدی=ته (درون، ژرفا)چاه افتاد

گوتی بُلسا گوترسین=اگر گونش را دارد بلند کند، اگر طاقت اش(نیرویش)را دارد بلند کند

اُل گوتی بار اُوندا دوریار=او کونش را دارد در مقابلش می ایستد، او دل وجرات پایداری در مقابل او دارد

اُنگ گوتی یاندی= او گونش سوخت، او از دوون سوخت