ɡærɑːʒ-Garage-En-گِراژ(گَراشɡəˈrɑːʒ-گَراج-ˈ)-=گاراژ، در گاراژ گذاردن، پهلو گرفتن در ترعه

تعمیرگاه خودروها

Garage-Turk-گِراچ-گیراِچ، گاراج(ی)=گاراؤ، محل قرارگیری، محل نگهداری، قرارگاه، و..

گیر= ورود، دخول، رسید، مدخل، وصول، آمدن، درآمدن، درون شدن، توآمدن، تورفتن، رسیدن، درونروی، درونشد، راهیابی، بند، اتاق (زندان)، گیر، حبل، رسن، رشته، ریسمان، طناب، نخ، ترک، زین، بست، عقد، قید، گره، گیر، پیوند، لولا، مفصلگاه، مفصل، استخوان انگشت، اتصالگاه، پیوندگاه، گره گاه، تله، دام، رهن، گرو، گرفتاری، مخمصه، آز، طمع ، حیله و....

ageاچ، ایچ=داخل، درون، شکم، اندرون، و....-

girگیر فعل امر گیرمک=وارد شدن، داخل شدن، در گیر شدن، دربند کردن، و...-

(Girage)گیراِچ، گیرایچ=داحل اتاق، اندرون بند، بیا داخل ، و...

gagageگیرَجی=اتاق ورودی، قابل داخل شدن، ورودی (گیدَجی=خروجی)و...

  • گارا(قارا، کارا)= نگهداری،حفاظت، حفظ، صیانت، پاسداری، حراست، محارست، محافظت، وقایت، توجه، مراقبت، مواظبت، بازداری، ضبط، کف، پرستاری، سرپرستی، سیاه، و...-فعل امر گاراماک(قاراماک، کاراماک)= ، نگهداری کردن،نگاه کردن، پاسداری کردن، و...(گاراقول، قاراقول=نگهبان)

گاراچی(گاراجی)=قرارگاه، محل قرارگیری، محل نگهداری، فرد یا شخص نگهدارنده، و... (Girage)

Garageman-En-گَرِشمِن-گِراجمِن=گاراژ دار

Garageman-Turkگاراجمن-گارایشمن=شخصی که در گاراژ کارمیکند، شخص گاراژ دار

Garage= گاراژ(به معنی گاراژ رجوع شود)

ایش=کار، عمل، شغل، و...

man=مرد، انسان، شخص، اداره کننده، و....

من در ترکی مثل فارسی معنی من نوعی می دهد مثل: من گلدیم=من آمدم

به صورت پسوند:

اِدرمن=کاری، کنننده کار، عمل کننده، مترصد انجام کاری

گولرمن=خنده رو، خنده کننده، مترصد خنده کردن

گیدرمن=رونده، در فکر رفتن، مترصد رفتن