کلمات مرتبط فارسی ، انگلیسی با ترکی:sweat،Sweaty،Sweater
swet-sweat-En-سواِت-سوات- خوی، عرق، عرق ریزی، عرق کردن، مشقت کشیدن، خیس عرق شدن
معانی دیگر: ژف، تن خیسه، زهه، خوی آوردن، زهیدن، خوییدن، ژف کردن، تعریق کردن، دانه های آب (روی چیزی) پیدا شدن، آبدانه (یا ژفدانه) دار شدن، (به ویژه برگ تنباکو) تخمیر شدن یا کردن، (به طریق آنزیمی) به عمل آوردن، تراویدن، تراوش کردن، ترشح کردن، (مانند زهاب) جاری شدن، سخت کار کردن (و عرق ریختن)، جان کندن، رنجبری کردن، تلاش کردن، (عامیانه) نگران بودن، دچار دلواپسی یا دردمندی شدن، به عرق ریزی انداختن (در اثر تقلا یا دارو و غیره)، ژف انگیزی کردن، خویاندن، زهاندن، به کار سخت واداشتن، استثمار کردن، بهره کشی کردن، (عامیانه - باشکنجه یا استنطاق های طولانی و غیره) اطلاعات در کشیدن، به حرف زدن وادار کردن، مقر کردن، آبدانه (به ویژه آبدانه هایی که مثلا پشت لیوان آب یخ یا در زمستان روی شیشه پنجره جمع می شود)، ژفدانه، دلواپسی، دلریشی، نگرانی، انتظار، زحمت کشی، کارشدید، جان کنی، تلاش سخت، کارشاق، (برای جداسازی فلزات زود گداز مواد کانی) گرما دادن، گداز تفریقی کردن، برگدازی کردن، لحیم، (دو فلز را به هم) جوش دادن، همجوش کردن، خویش، (جمع) جامه ورزش، (لباس) عرق گیر (sweat suit هم می گویند)، رجوع شود به: sudorific
sweat-Turk-سو اِت=عرق کردن، عرق ریختن، خیس عرق شدن، آب کردن، و...
سو=آب، ماء، مایع، شیره، عرق، عصاره، عصیر، حل، محلول، ذوب، خوی، بزاق، آب دهان، منی، بحر، دریا، یم، زهاب، آبرو، حیثیت، شرف، عزت، تری، تازگی، طراوت،و...
آِت(اِد)=فعل امر اِتمک(اِدمک)=کردن، شدن، انجام دادن، عمل کردن، به فمل آوردن، و...
آت=فعل امر آتماک=انداختن، ریختن، پرتاب کردن، از دست دادن، پرت کردن، و...
سو اِت=آب کردن، عرق کردن، خیس عرق شدن، و...
سو آت=آب انداختن، آّب ریختن،
جملات متداول:
آرقاسینی شاللاق بیلِن سو اِت(سوسیل اِت)=پشتش را با شلاق بزن(به شدت بزن، آب کش کن)
دمیری سو اِت=آهن را آب(ذوب)کن
ایکی دمیری بیله سو اِت=دو آهن را باهم آب کن(ذوب کن، جوش بده،)
بو یره سو آت=به این زمین آب بریز
اُل کتابی سو اِتدی(اِتتی)=آن کتاب را آب کرد، آن کتاب را مثل آب خوردن خواند
ترک دیلی سو اتدی(اِتتی)= زبان ترکی را آب کرد، زبان ترکی را مثل آب خوردن حرف می زند(می خواند، بلده)
ایشلاب ااندام جاننی سواِتدی=با کاروتلاش تن و بدنش را خیس آب کرد، در اثر کار بدنش خیس عرق شد
یاقین همه یری سو اِتدی=باران همه جا را آبیاری کرد، باران همه جا آب جاری کرد
قاتی ایشلاب کوینک بالاقنی سو اِتدی=بر اثر کار سخت لباسش(پیراهن، بیزامه اش) خیس عرق شد
Sweaty-En-سواِدیˈsweti-سویتی=
خیس و دارای بوی عرق، وابسته به یا مانند عرق بدن، عرق آور، معرق، خوی انگیز، ژف انگیز، عرق کرده، پوشیده از عرق، عرق ریز، خویگین، ژفگین، خیس عرق، خوی کرده، عرقی، خوی اور
Sweaty-Turk-سویتی، سواِدی=خیس عرق شده، عرق کرده، و...
سو=آب، ماء، مایع، شیره، عرق، عصاره، عصیر، حل، محلول، ذوب، خوی، بزاق، آب دهان، منی، بحر، دریا، یم، زهاب، آبرو، حیثیت، شرف، عزت، تری، تازگی، طراوت،و...
اِتی ، اِدی، اِتدی=کرده، شده، انجام شده، و...
یاقین اُنی سواِتی(اِدی)=باران آنرا خیس کرده
یاقین اُنی سو اِتدی=باران آن را خیس کرد
ایشلِمک اُنی سواتدی(سو اِتی)=کار کردن او را خیس عرق کرد(کرده)
sweˈtər-Sweater-Enسواِدر ˈswetə -سواِتا= ژاکت، خوی اور، پلوور، کسیکه عرق میکند
معانی دیگر: پولیور، پیراهن پشمی، پیراهن بافته، پیراهن کش، عرق گیر
Sweater-Turk-سواِتا، سواِدر=
sweat-سو اِت=خیسِ عرق کن، عرق کردن، عرق ریختن، خیس عرق شدن، آب کردن، و
er-اَر=چیز، شخص، فاعل، کننده، مرد، شوهر، جوانمرد، و...
اُل اُوزینی سو اِتر(اِدر)=او خودش را خیس عرق می کند
کوینگی سواِدر(سواِتر)=پیراهن را خیس(عرق)می کند