Elevator-En- آلا ویتاelɪveɪtə- eləˌvetərآلا ویدِر(اِلَ ویتر)= بالا برنده، اسانسور، بالا بر، بالارو

معانی دیگر: (شخص یا دستگاهی که بالا می برد) بالابر، آسانسور، فرازبر (در انگلیس می گویند : lift ((محل بنایی و معدن وغیره) فراز رسان، رجوع شود به: grain elevator، (بالچه های دم هواپیما) سکان افقی، باله ی دم

-Elevator-Turkاِلَ ویتر-اِلَ وُتر=با دست بالا برنده، با دست بلند کننده، مثل و مانند دست بالا برنده

El=دست، از مچ تا انگشتان، بازو، عضوی از بدن انسان از شانه تا سر انگشتان، کف دست، پر ، دست ، بال ، باله((بالچه های دم هواپیما) سکان افقی، باله ی دم) ، پره ماهی ، بال ماهی ، پرک ، پره طیاره، و...

El Alآل=دست، کف دست، و...فعل امر آلماک Almak=گرفتن، به دست گرفتن(ela al= بدست بگیر، بردار)، به دست آوردن(Ele almak)، دریافت کردن، کسب کردن، برداشتن، به دست گرفتن، تصرف کردن، و...

bir zady ele al بیر زادی اِلِ آل=یک چیزی بردار، یک چیزی به دست بگیر، یک چیزی را با دست بگیر

ony ele alاُنی اِلِ آل=آن را آنرا بردار(به دستت بگیر)

ele-Elle=دست بزن، به دست بگیر، لمس کن، و...-فعل امر اِللِمکEllemek= دست زدن، به دست گرفتن، با دست تماس گرفتن، لمس کردن، و...-اُنی اِللِ ony elle =آن را دست بزن، آن را لمس کن

-Vatorوتُر-وُتُر votor=بلند کن، بالا ببر، و... فعل امر وتُرمک vatOrmek یا وُتُرمک votormek=بلند کردن، بالا بردن، و...

بیر زادی اِلِ وتُر bir zady ele vator =یک چیزی را با دست بلند کن(بالا ببر)

اُل زادی اِلِ وتُردی ol zady elevatordy=آن چیز را با دست بلند کرد، آن چیز را با دست بالا برد

Lift Truck( Elevator )= (وسیله با دست یا بازو بلند کن(بالابر))لیفت تراک ،خودرو دارای جرثقیل نوعی بارکننده دارای(دو دست) بازوهایی که زیر مواد مورد بارگیری قرار می گیرد و آن بار را تا ارتفاع مورد نظربلند می کند و آنگاه مواد را داخل و یا روی وسیله ای قرار می دهد.لیفت تراک دارا ی موتور محرکه است که معمولا دیزلی و گاه الکتریکی باتری دار است.

er-or اَرar=چیز، شخص، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...

آسانسور=به نظر می رسد یک واژه ترکی باشد

آسانسور=آویزان حرکت کردن، و...

آسان= آویزان، آویخته، آویز، معلق، اعدام، چیز اویخته شده، و...

جملات متداول:

آسان زاد =چیزی که آویخته شده

داردان آسان آدمینگی دوشور=آدمی که به دار آویختی بیار پایین

باغدان اسان زادینگ هایسی؟=چیزی که از درخت آویزان کردی کدام است؟

آس فعل امر آسماک=آویختن، آویزان کردن، اعدام کردن، معلق کردن، و...

سور فعل امر سورمک=راندن، هدایت کردن، رانندگی کردن، سواری کردن، روی چیزی سوار شده حرکت کردن، و...

آرابانی سور=ارابه (ماشین، اتومبیل) را بران(هدایت کن)

آطی سور=اسب سواری کن